تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ازلى است ، خود ذات واجب بما هى هى و قطع نظر از همهء اغيار براى اتصاف به اين صفات كافى است . آنچه فوقا ذكر شد حاصل نظر علامه است دربارهء صفات اضافى يا فعلى واجب تعالى . اكنون به مطالب مذكور در اين استدراك باز گرديم . عبارت كتاب چنين است : نعم لوجود هذه النسب و الاضافات ارتباط واقعىّ به تعالى و الصفات المأخوذة للذات واجبة بوجوبها . فكونه تعالى بحيث يخلق و كونه بحيث يرزق الى غير ذلك صفات واجبة و مرجعها الى الاضافة الاشراقيّة و سيأتى تفصيل القول فيه فيما سيأتى ان شاء اللّه تعالى . قبلا گفته شد كه در اين عبارت ابهامهائى وجود دارد . در اينجا ما به يك يك آنها مىپردازيم و باتوجه به مطالبى كه در توضيح فصل دهم از مرحلهء دوازدهم آمد ، در صورت امكان ، آنها را توجيه و شرح مىكنيم . ابهام اوّل : مقصود از واژه « وجود » در عبارت « لوجود هذه النسب و الاضافات » چيست ؟ مگر گفته نشد كه نسب و اضافات وجود حقيقى و فى نفسه ندارند و وجود آنها قياسى عقلى است ؛ عقل است كه در مقايسهء موصوف با شىء ديگرى وصف و اسم اضافى را انتزاع مىكند ؛ يعنى ، خود وصف اضافى ، خود نسبت و اضافه ، وجود حقيقى در خارج ندارد ، پس چگونه در عبارت فوق براى آنها وجود فرض شده است ؟ علاوه بر اين ، بر فرض اينكه نسب و اضافات وجودى داشته باشند ، خود اين وجود عين ربط و ارتباط به طرفين اضافه است ، نه اينكه مضاف باشد و مرتبط ، پس چگونه است كه در عبارت فوق از آن با تعبير « لوجود » ياد شده است كه حرف « ل » گوياى آن است كه وجود آنها مرتبط است ، نه خود عين ربط باشد ؛ بهتر بود مىفرمودند : « وجود هذه النسب و الاضاف هو عين الربط به تعالى . » در توضيح اين ابهام بايد گفت كه مقصود از « وجود » در عبارت فوق همان چيزى است كه در باب معقولات ثانيهء فلسفى مراد است . گاهى در مورد اين معقولات گفته مىشود : « اينها وجودشان در خارج است نه خودشان » يا گفته مىشود : « خارج ظرف وجود اينهاست نه ظرف خودشان » ، بر خلاف معقولات اولى كه خارج ظرف خود آنهاست و منظور اين است كه اينها وجودى خاص به خود ندارند ، بلكه وجود منشأ انتزاع آنها وجود اينها نيز هست ، باوجود منشأ انتزاعشان موجودند نه باوجود خودشان . در اينجا نيز واژه « وجود » به همين منظور به