تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
آن حمل مىكند و اگر آن را به همان نحو كه هست ، يعنى به صورت ربط به واجب لحاظ كند ، مفهوم ايجاد را بر آن حمل مىكند . پس واقعيت ممكن از يك نظر وجود است و از نظر ديگر ايجاد واجب است . 4 - در حالت دوم - كه عقل وجود رابط را از آن جهت كه ربط به واجب است اعتبار مىكند - همان‌طور كه بر وجود رابط مفهوم ايجاد صدق مىكند ، بر واجب نيز مفهوم موجد صدق مىكند . پس اگر عقل واقعيت ممكن را از آن جهت كه حقيقتا در خارج عين الربط به واجب است لحاظ كند ، واجب را به اعتبار اين ارتباط به موجد متصف مىكند . به همين ترتيب ، با لحاظ جهات ديگرى ، واقعيت ممكن به خلق و صنع و نعمت و رحمت متصف مىشود و واجب تعالى به خالق و صانع و منعم و رحيم . 5 - اين محمولات ، گرچه به اعتبار ارتباط واجب با ممكنات - اضافهء اشراقى - بر واجب حمل مىشوند نه به اعتبار ذات واجب به تنهائى ، حمل آنها بر واجب حقيقى است نه مجازى ؛ پس اين اسما ، هرچند از اسماء فعلى و اضافى خداوندند ، اسم حقيقى « 1 » هستند نه مجازى . البته وجود و عدم آنها موجب كمال يا نقض واجب نيست ، كمال واجب تعالى به اين نيست كه موجد يا خالق يا رازق ممكنات است ؛ به فرض اينكه واجب تعالى هيچ موجودى را ايجاد نمىكرد و طبعا متصف به موجود و خالق و رازق نمىشد ، باز نقصى به او وارد نبود . 6 - به لحاظ اينكه موجد و معطى يك كمال فاقد آن نيست و نه تنها فاقد آن نيست ، بلكه در واقعيت و ذات خود همان كمال را به نحو اشدّ و اكمل دارد ، واجب تعالى نيز كه موجد و معطى حقيقى تمام ممكنات است ، خود در مرتبهء ذات و وجود بسيط خود ، واجد تمام كمالات همهء ممكنات است به نحو اشدّ و اكمل و به تعبير فلاسفه به نحو اعلى و ارفع . معنى اين سخن اين نيست كه همهء كمالاتى كه ممكنات دارند به نحو متمايز و هريك باوجودى خاص به خود در ذات واجب موجودند به‌طورى كه ذات واجب مركب از آنهاست ، بلكه به اين معناست كه همهء كمالاتى كه همهء موجودات دارند در واجب تعالى با يك وجود جمعى واحد بسيط لايتناهى موجودند ، يعنى وجود واجب هم بتمامه مصداق علم است ، هم بتمامه مصداق قدرت ، هم بتمامه مصداق حيات ، هم بتمامه مصداق هركمال ديگرى ؛ نه اينكه جزئى از آن علم باشد ،
هامش
( 1 ) . دقت شود كه اين حقيقى در مقابل مجازى است و با واژه حقيقى كه قبلا به كار برديم ، كه در مقابل اضافى بود و به‌معناى متقرر در ذات ، اشتباه نشود .