تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

3 : فايدهء بحث

اين مسئله يكى از مسائل مهم فلسفه الهى است كه مبناى برخى از مسائل الهيات بالمعنى الاخص واقع شده است ، مانند « اثبات بساطت ذات واجب » - به اين معنا كه ذات واجب مركب از جنس و فضل نيست - و نيز مانند اين مسئله كه « جنس مشتركى بين واجب و ممكن نيست » و مانند « اثبات توحيد و دفع برخى از شبهات وارد شده بر آن و اثبات اينكه عقل محال است به كنه ذات واجب برسد » .

4 : براهين

1 - 4 : برهان اوّل

اين برهان بر دو مقدمهء زير استوار است : مقدمهء اوّل : واجب بالذات ممكن نيست . مقدمهء دوم : هرچه كه ممكن نيست ماهيت ندارد . نتيجه : واجب بالذات ماهيت ندارد : دليل مقدمهء دوم اينكه در فصل اوّل / 2 - 7 - 1 گفتيم كه امكان لازمهء ماهيت است ، به اين معنا كه هرماهيتى ممكن است . عكس نقيض اين قضيه اين است كه هرچه ممكن نيست ماهيت هم ندارد : و المسئلة بيّنة بالعطف على ما تقدّم من انّ الامكان لازم الماهيّة ، فكلّ ماهيّة فهى ممكنة ، ينعكس الى « ما ليس بممكن فلا ماهيّة ، له » ، فلا ماهيّة للواجب بالذات وراء وجوده الواجبىّ .

2 - 4 : برهان دوم

در كتاب ، اين برهان متين‌ترين برهان معرفى شده است : مقدمهء اوّل : اگر واجب الوجود ماهيت داشته باشد ، اين ماهيت بر وجودش تقدم بالوجود دارد . مقدمهء دوم : تالى محال است . نتيجه : واجب تعالى ماهيت ندارد . دليل ملازمه : اثبات ملازمه در مقدمه اوّل خود مبتنى بر مقدمات زير است :