فصل سوم ماهيت نداشتن واجب تعالى
بعد از تقسيم موجود به واجب و ممكن ، نوبت مىرسد به بررسى هريك دو قسم بهطور جداگانه و توضيح خصوصيات آنها . البته بحثهاى مربوط به واجب عمدتا در مرحلهء دوازدهم ، كه درباره الهيات با المعنى الاخص است ، خواهد آمد و در اينجا فقط به دو مسئله از آن مىپردازند :
1 - يكى اينكه واجب الوجود ماهيت ندارد ؛
2 - واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است .
مسئلهء اول در اين فصل و مسئلهء دوم در فصل آينده بررسى مىشود .
1 : بحثى دربارهء عنوان مسئله
اين بحث به صور گوناگونى عنوان شده است ؛ مثلا ، در اين فصل چنين عنوان كردهاند :
« واجب الوجود بالذات ماهيّته انّيّته » و در فصل سوم از مرحلهء دوازدهم گفتهاند : « الواجب لذاته لا ماهيّة له » . در اين فصل ، عنوان را اينگونه تفسير كردهاند : « بمعنى ان لا ماهية له وراء وجوده الخاصّ به » . در هرحال ، مقصود از اين بحث اين است كه واجب تعالى ماهيتى ندارد ؛ نه اينكه ماهيت دارد ولى اين ماهيت عين وجود است .
البته جاى اين اشكال هست كه اگر مقصود نفى ماهيت از واجب است ، چرا آن را با تعبير « ماهيّته انّيّته » بيان مىكنند . اين تعبير متضمن اين است كه واجب ، مانند ساير موجودات ، ماهيت دارد ولى ماهيت ساير موجودات عين وجودشان نيست ، بر خلاف واجب تعالى كه ماهيتش عين وجودش مىباشد . جواب اين اشكال اين است كه ماهيت مشترك لفظى است بين دو معنا « 1 » كه به يك معنا بر واجب صدق نمىكند ولى بهمعناى ديگر بر واجب هم صدق
هامش
( 1 ) . ر . ك . مرحلهء پنجم / فصل اوّل / 1 .