تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
مىكند . گاهى مراد از ماهيت « ما يقال فى جواب ما هو » است - كه اصطلاح معروف ماهيت همين است . به اين معنا ماهيت همان كلى طبيعى است كه در ذهن معروض كليت واقع مىشود و بر واجب صادق نيست . مراد از ماهيت در عنوان « واجب الوجود لذاته ماهيّته انّيّته » چنين معنائى نيست ؛ و گاهى مقصود از ماهيت « ما به الشى هو هو » است ؛ يعنى ، آنچه شيئيت شىء به آن است كه اعم است از ماهيت به‌معناى اوّل و از هويت و وجود ، هم شامل ماهيت به‌معناى اوّل مىشود هم شامل هويت و وجود شىء . ماهيت به اين معنا بر وجود واجب تعالى نيز صدق مىكند و منظور از ماهيت در عنوان « واجب الوجود لذاته ماهيّته انّيّته » همين معناست . پس معناى اين عنوان اين است كه ماهيت به‌معناى اعم در مورد واجب همان وجود اوست و غير از اين ماهيتى ندارد ؛ يعنى ، واجب ماهيت به‌معناى « ما يقال فى جواب ما هو » ندارد . پس خلاصه اينكه در مواردى كه ماهيت در عنوان اين بحث نفى شده است ، مقصود همان معناى معروف ماهيت است و در مواردى كه نفى نشده است ، مقصود معناى اعم آن است .

2 : توضيح مدعا

به‌طور كلى ، ما هرچه را با علم حضورى بيابيم يا با برهان وجود آن را اثبات كنيم انعكاس واقعيت آن در ذهن به صورت يك هليهء بسيطه است كه موضوعش شىء موردنظر و محمولش وجود است . فرض كنيد در لحظه‌اى احساس شادى مىكنيد ، يعنى حقيقت وجود شادى را در خود مىيابيد كه ، چون عرض است ، وجودى است بسيط و ، چون خارجى است ، موضوع و محمولى در آن نيست ، انعكاس اين يافتهء حضورى در ذهن اين قضيه هليهء بسيطه است كه « شادى در من وجود دارد » كه به جاى آن معمولا مىگوئيم : « من شادم » . محمول اين قضايا هميشه وجود است كه مفهومى است بديهى و اوّلى الارتسام و موضوع آنها مفهومى است كه همانند قالبى است براى آن حقيقت بسيط ؛ يعنى ، آنچه را ما يافته‌ايم ذهن تحليل مىكند به قالبى كه گويى از وجود پر شده است . وقتى مىگوئيم : « انسان موجود است » ، مفهوم انسان همانند قالبى است تو خالى كه گاهى از وجود پر مىشود و از اين‌رو مىگوئيم : « انسان وجود دارد » و گاهى از وجود پر نمىشود و از اين‌رو مىگوئيم : « انسان وجود ندارد » يا مىگوئيم : « انسان معدوم است » ، گويى عدم چيزى است كه به جاى وجود اين قالب را پر كرده است .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 120 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت