در پايان ، تذكر اين نكته لازم است كه گاهى به امكان استعدادى « امكان وقوعى » هم مىگويند كه بايد توجّه داشت با « امكان وقوعى » كه در 6 - 9 گفته مىشود اشتباه نشود .
6 - 9 : امكان وقوعى
گاهى خود شىء ذاتا ممكن است ، يعنى وقتى ماهيت آن را من حيث هى هى لحاظ مىكنيم و باوجود و عدم مىسنجيم مىبينيم نه ممتنع است نه واجب ، اما فرض وقوع آن لازمه يا لوازمى دارد كه محال ذاتىاند . در اين حالت شىء ، هرچند ذاتا ممكن است ، وقوع و تحقق آن ممتنع است ، چون مستلزم تحقق ممتنع بالذات است ؛ به تعبير ديگر ، چنين شيئى « امتناع وقوعى » دارد . حال « امكان وقوعى » در مقابل امتناع قوعى است ؛ يعنى ، نبودن امتناع وقوعى . پس امكان وقوعى شىء بهمعناى نداشتن امتناع وقوعى است ؛ يعنى ، فرض وجود آن داراى لازمه يا لوازمى كه محالاند نيست :
ربما اطلق الامكان و اريد به كون الشيء بحيث لا يلزم من فرض وقوعه محال و يسمّى « الامكان الوقوعي » .
7 - 9 : امكان فقرى
ما در بحث وجود مستقل و رابط گفتيم كه از نظر صدر المتألهين ( ره ) حيثيت وجود معلول عين ربط به علت است . معلول چيزى جز نياز و فقر به علت خود نيست . اين معنا را اصطلاحا « امكان فقرى » مىگويند . بايد توجّه داشت كه اين معنا از امكان با امكان ذاتى - امكان خاص - خلط نگردد . موصوف امكان فقرى وجود ممكنات است و موصوف امكان ذاتى ماهيت آنهاست ، به همين دليل ، گاه به امكان فقرى « امكان وجودى » و به امكان ذاتى « امكان ماهوى » نيز مىگويند :
و ربما اطلق « الامكان » و اريد به ما للوجود المعلوليّ من التعلّق و التقوّم بالوجود العلّيّ و خاصّة الفقر الذاتيّ و يسمّى « الامكان الفقري و الوجوديّ » ، قبال الامكان الماهويّ .
10 : توجّه به يك نكته
ما در اوّل بحث جهات ثلاث ، در فرق بحث مواد ثلاث در منطق و فلسفه ، گفتيم كه نظر فلسفى