تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
« زيد قائم است » يا « جسم سفيد است » دو قضيهء ممكنه هستند ولى « زيد قائم قائم است » يا « جسم سفيد سفيد است » دو قضيهء به شرط محمول‌اند و هردو ضرورىاند . حال مقصود از امكان استقبالى اين است كه محمول نسبت به موضوع هيچ نوع ضرورتى ، حتى ضرورت به شرط محمول هم ، نداشته باشد . امور حال و گذشته به چنين امكانى متصف نمىشوند ، زيرا ضرورت به شرط محمول از امورى كه در گذشته يا حال تحقق يافته‌اند يا تحقق نيافته‌اند قابل سلب نيست . ما هرشيئى را در هرظرفى از گذشته يا حال در نظر گيريم ، يا آن شىء در آن ظرف موجود است يا معدوم ، يعنى آن ظرف يا ظرف وجود آن است يا ظرف عدمش ، در صورت اوّل شىء واجب است و در صورت دوم ممتنع ، پس ما در ظرف گذشته و حال شيئى را سراغ نداريم كه نه واجب باشد نه ممتنع ؛ لهذا اشيا در گذشته و حال ناچار ضرورىاند : يا ضرورى الوجود يا ضرورى العدم ؛ ضرورت به هيچ‌وجه قابل انفكاك از امور موجود يا معدوم در گذشته و حال نيست . ولى در مورد آينده وضعيت متفاوت است . اگر شيئى را در ظرفى از ظروف آينده در نظر گيريم ، متعين نيست كه اين شىء در آن ظرف موجود خواهد بود يا معدوم ، پس طبعا وجوب و امتناع نيز براى آن شىء در آن ظرف متعين نيست ؛ يعنى ، نسبت به آن ظرف نه واجب است نه ممتنع و اين همان امكان استقبالى است كه جميع ضرورات در آن سلب شده حتى ضرورت بالغير ، چه سابق و چه لاحق . بنابراين ، امكان استقبالى فقط در حوادث آينده متصور است . اگر دقت شود خواهيم ديد كه حوادث آينده هم در واقع و نفس الامر يا موجود خواهند بود يا معدوم . در حالت اوّل ضرورت به شرط محمول دارند و در حالت دوم امتناع به شرط محمول . با نظر دقيق ، در مورد حوادث آينده هم امكان استقبالى تصور ندارد . امكان استقبالى از اين جهت در حوادث آينده تصور دارد كه ما به آن علم نداريم . اگر كسى به آينده علم داشته باشد و مثلا مىداند كه زيد فردا موجود است ، از نظر او صادق است كه بگوئيم : زيد فردا موجود فردا موجود خواهد بود بالضرورة . پس در واقع ، بازگشت امكان استقبالى به علم و جهل انسان است و ربطى به واقع و نفس الامر ندارد ، در حالى كه ساير معانى امكان ، كه تاكنون گفته شد ، مربوط به نفس الامر و واقع بود و ربطى به علم و جهل انسان نداشت : و ربما اطلق « الامكان » و اريد به سلب الضرورات جميعا ، حتّى الضرورة به شرط