تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
اين فصل ، كه همانا اختلاف غيرنوعى بين وجود مستقل و رابط است ، مشتمل بر دو جزء است : 1 - از وجود رابط ، كه فى نفسه داراى معناى حرفى است ، با نظر استقلالى به آن مىتوان مفهوم اسمى اخذ نمود . 2 - نسبت اين مفهوم حرفى و مفهوم اسميى كه از اين وجود رابط اخذ شده‌اند اين همانى است ؛ به اين معنا كه مفهوم اخذشده از وجود رابط فى نفسه و قطع‌نظر از نحوهء نظر به آن وجود رابط مبهم است ، نه اسمى است و نه حرفى . اين مفهوم با نظر مستقل به‌صورت اسمى در ذهن موجود مىشود و با نظر غيرمستقل به‌صورت حرفى . برهانى كه در اين فصل ذكر شد تنها قادر به اثبات قسمت اوّل اين مدعاست و به هيچ‌وجه قادر به اثبات جزء دوم نيست ، زيرا ماحصل آنچه سه مقدمهء اول اين برهان اثبات كرد اين بود كه وجودهاى رابطى در خارج هستند كه با نظر استقلالى به آنها مىتوان از آنها مفهوم ماهوى اخذ كرد و با توجه به مقدمهء چهارم آن ، مبنى بر اينكه از هر وجود رابطى با نظر غيراستقلالى به آن مىتوان مفهوم حرفى اخذ كرد ، حداكثر چيزى كه نتيجه مىشود اين است كه وجودهاى رابطى هستند كه با نظر غيراستقلالى به آنها مفهوم حرفى از آنها در ذهن منعكس مىشود و با نظر استقلالى مفهوم اسمى و ماهوى و همان‌طور كه مشاهده مىشود ، اين نتيجه تنها منطبق بر جزء اوّل مدعاست و هرگز ناظر به جزء دوم آن نيست ، پس جزء دوم آن اثبات نشده باقى مىماند . به بيان ديگر ، در انتهاى برهان يادشده با حصول نتيجه‌اى كه فوقا ذكر گرديد مبادرت به ابطال اختلاف نوعى شده و با ابطال آن صحت شق ديگر ، يعنى صحت اختلاف غيرنوعى ، نتيجه گرفته شده است و اشكال برهان درست در همين نقطه است كه حصول نتيجهء مزبور در حكم ابطال اختلاف نوعى تلقى شده است ، با اينكه چنين نيست . زيرا اگر پذيرفته شد كه اختلاف غيرنوعى ، كه همان مدعاست ، مشتمل بر دو جزء يادشده بوده واجد اين هردو خصيصه « 1 » است ، در اين صورت بايد پذيرفت كه مقابل آن ، كه همان اختلاف نوعى است ، به اين معناست كه وجود رابط و مستقل واجد مجموع اين هردو خصيصه نيستند ، حال خواه به
هامش
( 1 ) - مقصود از خصيصه هريك از دو مطلبى است كه در دو جزء مدعا گفته شد .