تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
نتيجه‌اى را گرفت كه براى مفهوم وجود گرفتيم . پس به‌طور كلى با اين استدلال به دسته‌اى از مفاهيم مبهم مىرسيم . بايد دانست كه برهان متمم فوق نيز خود مواجه با مشكلاتى است و قادر به تتميم برهان اصلى و حلّ مشكل مورد بحث نيست .

1 - 2 - 5 : اشكالات وارد بر برهان متمم

1 - كسى كه قائل به اشتراك لفظى مفهوم اسمى و حرفى وجود است و منكر هرگونه اشتراك مفهوم بين اين دو است ممكن است مقدمهء اول اين برهان را ، مبنى بر اينكه مفهوم وجود مقسم مفهوم اسمى و حرفى وجود است ، منع كند . از نظر چنين كسى مقسم حقيقى اين تقسيم مفهوم « المسمّى بالوجود » است نه مفهوم وجود . نظير اينكه گفته شود : شير دو قسم است ، قسم اول شيرى كه مايع نوشيدنى است ، قسم دوم شيرى كه حيوان درنده است و در جنگل است . در اين تقسيم ، مقسم حقيقى عبارت است از مفهوم « آنچه شير ناميده مىشود » كه به اتكاى فهم مخاطب مسامحتا فقط با لفظ شير از آن تعبير شده است . از نظر قائل به اشتراك لفظى وجود در اينجا نيز در برابر لفظ وجود ، مفهومى واحد كه مشترك بين اين دو مفهوم باشد و بتواند مقسم واقع شود وجود ندارد ، بلكه مقسم آن مفهوم « آنچه وجود ناميده مىشود - المسمّى بالوجود » است و اين مفهوم بر هيچيك از دو قسم مفهوم وجود به حمل اوّلى حمل نمىشود و لذا با هيچيك از دو مفهوم حرفى و اسمى عينيت ندارد ، پس نمىتواند با تعيّن اسمى عين مفهوم اسمى گردد و با تعيّن حرفى عين مفهوم حرفى ، در حالىكه ما دنبال چنين مفهومى هستيم و به تعبيرى كه در تصوير جامع ذاتى گفتيم ، اين مفهوم جامعى عرضى براى مفهوم اسمى و حرفى وجود است ، مثل خود مفهوم و چنان كه بيان شد ، جامع عرضى مشكل اين همانى و تبديل و تبدل بين مفهوم اسمى و حرفى را حلّ نمىكند . پس حاصل اينكه جهت دفع اين منع بايد براى مقدمهء اول دليل اقامه كرد . 2 - بر فرض چشم‌پوشى از اشكال فوق بر مقدمهء اوّل و پذيرفتن اينكه مفهوم وجود مقسم است ، باز ممكن است از جهتى ديگر بر اين مقدمه اشكال كرد ؛ يعنى قسم بودن مفهوم حرفى وجود مورد خدشه واقع شود ، زيرا چنان كه در فصل اول / 1 - 3 گذشت ، مفهوم حرفى به‌طور مستقل قابل تصور نيست و درست به همين دليل است كه گفته مىشود مفاهيم حرفى نه
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 294 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت