مقدمه اول : هر معلولى ماهيت دارد .
اثبات اين مقدمه در مباحث آتى خواهد آمد . اجمالا بايد دانست كه هر ممكنى معلول است و نيز هر معلولى ممكن است و همچنين هر ممكنى ماهيت دارد و لهذا هر معلولى ماهيت دارد .
مقدمه دوم : هر ماهيتى مفهومى است مستقل و اسمى . اثبات اين مقدمه در فصل اول / 6 - 6 گذشت
نتيجهء دو مقدمه فوق اينكه هر معلولى داراى مفهوم اسمى و مستقل است .
مقدمه سوم : هر معلولى وجود رابط است .
دربارهء اين مقدمه ، در فصل اول / 1 ، توضيح كافى دادهشده و نياز به بيان مجدّد نيست . تنها مطلب اضافيى كه دربارهء اين مقدمه در كتاب ذكرشده و ما در آنجا سخنى از آن به ميان نياورديم اشارهاى است كه به حدّوسط برهان صدر المتألهين جهت اثبات رابط بودن وجود معلول شده است . آنچه ركن اساسى اين برهان است اين است كه معلول حقيقى همان معلول بالذات است ، صدر المتألهين با تكيه بر اين ركن و تحليل در معناى آن به اين نتيجه مىرسد كه هر معلولى نسبت به علّت حقيقى خود وجود رابط است . توضيح بيشتر دربارهء برهان مزبور موكول است به مباحث علت و معلول :
و سيأتى فى ابحاث العلّة و المعلول ، انّ حاجة المعلول الى العلّة مستقرّة فى ذاته و لازم ذلك ان يكون عين الحاجة و قائم الذات بوجود العلّة لا استقلال له دونها بوجه و تقتضى ذلك ان يكون وجود كلّ معلول ، سواء كان جوهرا او عرضا ، موجودا فى نفسه رابطا بالنظر الى علّته .
مقدمهء سوم ، در حقيقت ، صغراى يك قياس شكل سوم است كه كبراى آن همان نتيجهاى است كه از دو مقدمهء اول گرفته شد كه عبارت بود از اينكه هر معلولى داراى مفهوم اسمى و مستقل است .
نتيجهء اين قياس اين است كه بعضى از وجودات رابط داراى مفهوم اسمى و مستقلاند و به عبارت ديگر وجودات رابطى هستند كه ما از آنها مفهوم اسمى و مستقل داريم .
مقدمهء چهارم : مطلبى است كه در 3 - 2 و نيز در فصل اول / 6 - 6 گفته شد مبنى بر اينكه به هر وجود رابطى ، اگر فى نفسه و آنچنانكه هست نظر شود ، بدون ترديد ، مفهومى حرفى از آن در ذهن منعكس مىشود نه اسمى . اين مقدمه در واقع خود در حكم دو مقدمهء زير است :
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٨٧