تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
عرضى بين چند مفهوم حتما از معقولات ثانيهء منطقى است كه ظرف صدق و اتّصاف آنها ذهن است و ما با مراجعه به ذهن خود وجدانا براى لفظ وجود در ميان مفاهيم و معقولات ثانيهء منطقى ما بازائى نمىيابيم ، علاوه‌بر اينكه اگر چنين جامعى وجود داشته باشد ، حمل آن بر مفهوم اسمى وجود قطعا حمل اوّلى است نه شايع و ، چنان كه در مقدمهء دوم گذشت ، هر جامعى كه به حمل اوّلى حمل شود جامع ذاتى است نه عرضى ؛ نتيجه اينكه اگر چنين جامعى وجود داشته باشد ، قطعا ذاتى است نه عرضى ، بنابراين بهتر است بحث را منحصر در مفهوم اسمى و حرفى وجود نكنيم ، بلكه به‌طور كلى درصدد تصوير جامع ذاتى بين معناى حرفى و معناى اسمى برآييم . تصوير جامعى ذاتى بين مفهوم اسمى و مفهوم حرفى تنها به اين معناست كه مفهومى واحد داشته باشيم كه به‌خودىخود و صرف‌نظر از هر غيرى مبهم باشد ، نه حالت اسمى داشته باشد و نه حالت حرفى ، فقط مفهوميت داشته باشد و بس و با توجه به اينكه هر مفهومى كه در ذهن مستقلا قابل تصور است و وجود ذهنى خاص به خود دارد حتما حالت متعين و خاصى دارد ، يا اسمى يا حرفى ، و مفهوم مبهم و غيرمتعين مستقلا و باوجود ذهنى خاصّ به خود در ذهن قابل موجود شدن نيست ، معلوم مىشود كه اين جامع ذاتى نمىتواند در ذهن به تنهائى موجود شود ، بلكه هميشه يا باوجود مفاهيم حرفى و به نحو حرفى در ذهن موجود است و يا باوجود مفاهيم اسمى و به نحو اسمى و به تعبير فلسفى چنين مفهومى غيرمتحصّل است و تحصّل آن به حرفيّت و اسميّت است . اگر وصف و حالت حرفيت عارض آن بشود ، اين مفهوم ( جامع ذاتى ) وجودش همان وجود مفهوم حرفى است ؛ يعنى ، با يك وجود ذهنى و با يك تصور در ذهن موجود مىشوند و اگر وصف و حالت اسميّت عارض آن گردد ، نيز وجودش همان وجود مفهوم اسمى است و با يك وجود ذهنى و با يك تصور در ذهن موجود مىشوند . به عبارت ديگر ، چنين مفهومى ، هرچند مفهومى ماهوى نيست و نمىتوان آن را « جنس » ناميد ، بسيارى از ويژگيهاى آن دقيقا همانند ويژگيهاى مفهوم جنسى است ، با اين تفاوت كه مفهوم جنسى جامع ذاتى بين مفاهيم اسمى است و مفهوم مورد بحث جامع ذاتى بين مفهوم اسمى و حرفى . لهذا ما براى تصور بهتر آن ، من‌باب مثال ، همان دو مفهوم اسمى و حرفى وجود را در نظر گرفته با جنس و فصل مقايسه مىكنيم . اگر خوانندهء عزيز درك درستى از مفهوم جنسى و ارتباط آن با مفاهيم فصلى و نوعى داشته باشد ، به خوبى قادر به فهم مطلب كتاب و تصور مفهوم مبهم جامع بين مفهوم حرفى و اسمى خواهد بود .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 276 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت