تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
3 - مفهوم اسمى يا حرفى كه به‌منزلهء نوع است ، مانند مفهوم اسمى وجود يا مفهوم حرفى آن . در اين مسئله ، اگر عقل به روابط خارجى به‌منزله امرى مستقل و غير رابط بنگرد ، اين نحوهء نگرش و نظر كردن عقل موجب مىشود كه مفهوم مبهم وجود تعين و تحصّل اسمى به خود گيرد و به شكل اسمى و مستقل در ذهن موجود شود و به زبان ديگر اين نحوهء نگرش موجب مىشود كه مفهوم مبهم وجود درضمن مفهوم اسمى آن و باوجود ذهنى آن موجود شود و اگر به روابط خارجى همان‌گونه كه فى الواقع هستند بنگرد ، اين نحوهء نگرش موجب مىشود كه مفهوم مبهم وجود درضمن مفهوم حرفى آن و باوجود ذهنى آن موجودشده تحصّل حرفى پيدا كند . پس بر خلاف جنس و فصل كه هم تحصل بخش و هم تحصل گيرنده هردو مفهوم‌اند ، در مسئله مورد بحث تحصل گيرنده مفهوم است ولى تحصل بخش مفهوم نيست . توضيح بيشتر دربارهء نحوهء نگرش عقل به رابط خارجى در مباحث آتى خواهد آمد . اجمالا از تفاوت فوق اين نتيجه به‌دست مىآيد كه ، هرچند تعبير تركيب يا انضمام يالحوق در جنس و فصل تعبير نسبتا درست و دقيقى است ، در مسئله مورد بحث نارساست . كوتاه سخن آنكه حقيقت حرفيت و اسميّت چيزى جز نحوهء وجود ذهنى نيستند و تركيب و لحوق و انضمام بين يك وجود و نحوهء آن بىمعناست ، پس اگر بخواهيم به‌جاى استفاده از اين واژه‌ها از تعابير درستتر و دقيقترى استفاده كنيم ، بايد بگوييم كه همان‌طور كه يك معنا و ماهيت در حالىكه معنا و ماهيت واحدى است ممكن است دو نحو وجود متفاوت داشته باشد : وجود خارجى و وجود ذهنى ، در ذهن نيز همان معنا و ماهيت واحد ممكن است با دو نحو وجود ذهنى مختلف موجود شود ، وجود ذهنى مستقل ( اگر نحوهء نگرش استقلالى باشد ) و وجود ذهنى تعلقى ( اگر نحوه نگرش غيراستقلالى باشد ) . پس همان معنا و مفهومى كه در حالت نگرش استقلالى به نحو اسمى و مستقل موجود است هم اوست كه در حالت نگرش غيراستقلالى به نحو حرفى و غيرمستقل موجود است . پس يك مفهوم است كه در حالى اسمى و در حالى ديگر حرفى است و فى حد نفسه ( و صرف‌نظر از نحوهء نگرش عقل به خارج ) نه اسمى است و نه حرفى و مقصود از جامع و ما به الاشتراك ذاتى بين مفهوم اسمى و حرفى نيز بيش از اين نيست .

3 - 2 : مقصود از اختلاف نوعى و غيرنوعى در اين كتاب

گفته شد كه در كتب فلسفى گذشته در بحث اختلاف نوعى و غيرنوعى وجود مستقل و رابط ،
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 279 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت