قضيه يا مركب تقييدى مفهوم اسمى مستقل باشد مستلزم اين است كه ما هيچگاه در ذهن خود قضيه يا مركب تقييدى نداشته باشيم ، با اينكه در ذهن انسان هم قضيه وجود دارد هم مركب تقييدى ، از اينجا معلوم مىشود كه رابط بين موضوع و محمول يا بين مضاف و مضاف اليه از مفاهيم اسمى نيست و از مفاهيم حرفى است :
و ليس منفصل الذات عن الطرفين بحيث يكون ثالثهما و مفارقا لهما كمفارقة احدهما الاخر و الّا احتاج الى رابط يربطه بالموضوع و رابط اخر يربطه بالمحمول ، فكان المفروض ثلاثة خمسة و احتاج الخمسة الى اربعة روابط اخر و صارت تسعة و هلّم جرا فتسلسل اجزاء القضية او المركّب الى غير النهاية و هى محصورة بين حاصرين ، هذا محال .
وجود رابط را ، از اين نظر كه هيچ نحو استقلالى در مقابل طرفين خود ندارد ، نمىتوان موجودى ثالث در عرض دو طرف آن به حساب آورد و به تعبيرى كه در كتاب آمده است وجود رابط خارج از طرفين خود نيست . البته بايد توجه داشت كه خارج نبودن از طرفين نه به اين معناست كه عين دو طرف يا عين يكى از دو طرف است و نه به اين معناست كه جزء دو طرف يا جزء يكى از دو طرف است ، فقط به اين معناست كه آن دوئى و اثنينيّتى كه هريك از موضوع و محمول با همديگر دارند وجود رابط با هيچيك از آنها ندارد :
فهو اذن موجود فى الطرفين قائم بهما بمعنى ما ليس بخارج منهما من غير ان يكون عينهما او جزء هما او غير احدهما او جزءه و لا ان ينفصل منهما و الطرفان اللّذان وجوده فيهما بخلافه .
4 : اثبات وجود مستقل و رابط
آنچه تاكنون گفته شد دربارهء وجود رابط در ظرف قضيه ؛ يعنى ، دربارهء وجود رابط در ظرف ذهن بود ، اكنون بايد به اثبات وجود رابط در خارج بپردازيم ، حاصل آنچه گفته شد :
الف ) هليات مركبه خارجيه صادقى داريم كه هريك از موضوع و محمول آنها منطبق بر خارجاند و مصداق و وجودى خاص به خود دارد .
ب ) در هليات مركبه مذكور چيزى هست بهنام « وجود رابط » يا « نسبت » كه از سنخ معانى حرفيه است ؛ يعنى ، مفهومى است كه حيثيتى جز حيثيت ربط بين مفهوم موضوع و مفهوم محمول ندارد .