وسيله رابط به هم مرتبط شدهاند ، شامل سه مفهوم مستقل بدون ارتباط و بريده از هم خواهد بود و چون فرض قضيه يا مركب تقييدى فرض مفاهيم به هم پيوسته و مرتبط است ، براى ارتباط اين سه مفهوم مستقل ، يعنى موضوع و محمول و رابط ، احتياج به دو رابط ديگر داريم .
نقل كلام در اين دو رابط مىكنيم ، اين دو رابط نيز اگر مفاهيم اسمى و مستقل باشند ، موجب پيوند سه مفهوم مذكور نيستند و مجددا بهجاى يك قضيه پنج مفهوم مستقل و بىارتباط خواهيم داشت كه براى ارتباط آنها به چهار رابط ديگر نيازمنديم . باز نقل كلام در اين چهار رابط مىكنيم و مىبينيم با نه مفهوم مستقل روبرو خواهيم بود و به همين ترتيب ادامه مىدهيم ، درنتيجه مىبينيم اگر روابط مفاهيمى اسمى و مستقل باشند ، براى ارتباط بين مفهوم موضوع و مفهوم محمول و تشكيل يك قضيه يا مركب تقييدى بىنهايت مفهوم ديگر لازم است و اين محال است ، زيرا به اين معنى است كه وقتى ما يك قضيه يا مركب تقييدى را تصور مىكنيم ، درواقع موضوع و محمول را همراه با بىنهايت مفهوم ديگر - كه بين آن دو هستند - يكجا و بالفعل تصور مىكنيم و اين تحقق بىنهايت اشياى ذهنى بالفعل است در حالىكه از دو طرف بهوسيله دو شىء ذهنى ديگر ( موضوع و محمول ) محدود شدهاند و فرض اشياى بالفعل بىنهايت محدود به دو حد ( خواه آن اشيا ذهنى باشند و خواه عينى ) در حقيقت فرض نامحدود محدود است ، زيرا از آن جهت كه بىنهايت است نامحدود است و از آن جهت كه محصور بين دو حد است محدود است و فرض نامحدود محدود ، فرض تناقض است و محال . از اين مطلب ، در كتب فلسفى ، با تعبير « استحالهء غيرمتناهى محصور بين حاصرين » ياد مىكنند .
علاوهبراين ، به فرض اينكه بىنهايت محصور بين حاصرين محال نباشد و قبول كنيم كه محال نيست كه قضيه يا مركب تقييدى از بىنهايت مفهوم تشكيل شود ، باز مشكل بىارتباطى مفهوم موضوع و محمول بر جاى خود باقى است ، زيرا طبق فرض اين بىنهايت مفهوم محصور همه اسمى و مستقلاند ؛ يعنى ، بىنهايت مفهومى هستند كه هيچ ارتباط و وحدتى ندارند ، و حال آنكه در قضيه يا مركب تقييدى با مجموعهاى از مفاهيم مرتبط بهم كه تشكيل يك كل واحد بهنام « قضيه » يا « مركب تقييدى » مىدهند روبرو هستيم . پس هرچند على الفرض بىنهايت مفاهيم مزبور بهنحوى كه گذشت تحقق پذيرند ، چون بىارتباط هستند ، باز يك قضيه و يا يك مركب تقييدى بهوجود نمىآورند بنابراين ، فرض اينكه رابط بين طرفين
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٣٩