دو مطلب فوق در حكم مقدمهء اول و دوم برهان اثبات وجود رابط در خارج است . مقدمهء ديگرى به دو مقدمهء فوق اضافه مىكنيم :
ج ) هليات مركبهء خارجيهء صادق با تمام اجزا منطبق بر خارج هستند ؛ يعنى ، در اين قضايا همانطور كه هريك از موضوع و محمول منطبق بر خارجاند و مصداقى خاص به خود دارند ، نسبت بين موضوع و محمول ( كه جزء ديگر قضيه است ) نيز منطبق بر خارج است و مصداقى خاص به خود دارد . پس همانطور كه در ظرف قضيه و ذهن وجود رابط و نسبتى هست كه حيثيت آن جز حيثيت ربط بين وجود ذهنى موضوع و محمول نيست ، در مطابق قضيه ، يعنى در ظرف خارج ، نيز وجود رابط و نسبتى هست كه حيثيت آن جز حيثيت ربط بين وجود خارجى موضوع و محمول نيست . به عبارت ديگر ، همانطور كه خارجى بودن و منطبق بودن قضيه بر خارج اقتضا مىكند كه هريك از موضوع و محمول ، كه مفهومى اسمى و مستقلاند ، در خارج مصداق و وجودى مستقل داشته باشند ، نيز اقتضا مىكند كه نسبت حكميه ، كه مفهومى است حرفى و عين الربط به مفهوم موضوع و محمول ، در خارج مصداق و وجودى عين الربط بهوجود موضوع و محمول داشته باشد .
اكنون مىگوييم كه بنابر مقدمهء اوّل هليات مركبهء خارجيهء صادق داريم و بنابر مقدمهء دوم اين هليات ، همانطور كه شامل دو مفهوم اسمى موضوع و محمولاند ، شامل مفهومى حرفى ، كه رابط بين موضوع و محمول است ، نيز هستند و بنابر مقدمهء سوم اين هليات ، چون خارجيهاند ، تمام اجزايشان منطبق بر خارج است و هريك از آنها در خارج وجود خاص به خود دارد .
پس چنان كه موضوع و محمولشان در خارج وجود خاص به خود دارند ، مفهوم حرفى موجود بين آن دو ، يعنى نسبت بين موضوع و محمول ، نيز در خارج مصداقى دارد كه وجودش عين الربط بهوجود خارجى موضوع و محمول است . بنابراين ، در خارج وجودى داريم كه حيثيتى جز حيثيت ربط بين دو وجود ديگر ندارد و مقصود از وجود رابط در خارج ( در مقابل وجود مستقل ) جز اين نيست .
تا اينجا ، وجود رابط در خارج ثابت شد ولى براى اثبات وجود مستقل در خارج احتياج به برهان و دليل نيست ، بلكه امرى است بديهى . زيرا اگر كسى منكر وجود مستقل در خارج باشد ، بايد يكى از دو شق را بپذيرد : يا به كلى منكر وجود خارج بشود و قائل به هيچ وجودى نباشد ، يا اگر قائل بشود كه در خارج وجودهائى داريم ، بايد همه آنها را از سنخ وجود رابط
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٤١