تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
مفهومى حرفى محقق است كه رابط بين مفهوم موضوع و مفهوم محمول است و به عبارت ديگر دو مقدمهء فوق جز وجود رابط در ذهن را اثبات نمىكنند اما اينكه در خارج نيز وجود رابط داريم از اثبات آن عاجزند . بنابراين ، بايد يكى از دو شق را پذيرفت : يا بايد پذيرفت كه مقصود از اين فصل اثبات وجود رابط در خارج ( در مقابل وجود مستقل ) است ، كه در اين صورت برهان ناتمام است و براى تمام شدن آن بايد مقدمهء سوم را نيز اضافه كرد تا به‌وسيله آن از تحقق وجود رابط در ذهن به تحقق وجود رابط در خارج برسيم و يا بايد پذيرفت كه مقصود از اين فصل اثبات وجود رابط در ذهن است ( در مقابل وجود محمولى ) ؛ يعنى ، اثبات مفهوم حرفى رابط بين موضوع و محمول در قضيه ، كه در اين صورت برهان تمام است و احتياج به مقدمهء سوم نيست . به‌نظر مىرسد ترجيح با شق اول است ، زيرا اولا ، در ابتداى فصل در طرح ادعا گفته شد : « ينقسم الموجود الى ما وجوده فى نفسه و ما وجوده فى غيره » . ظاهر اين عبارت اين است كه منظور از « موجود » و « وجود » موجود و وجود خارجى است ؛ يعنى ، مدعا اثبات وجود رابط در خارج و تقسيم موجود خارجى به مستقل و رابط است نه موجود ذهنى . دليل اين ظهور اين است كه معمولا در كتب فلسفى هرگاه مقصود از وجود يا موجود وجود يا موجود ذهنى باشد ، قيد ذهنى را به دنبال آن ذكر مىكنند ولى اگر مقصود وجود يا موجود خارجى باشد ، گاه قيد خارجى را به دنبال آن مىآورند و گاه به‌صورت مطلق مىگويند : « وجود » يا « موجود » ، پس هرگاه قيد ذهنى به دنبال كلمهء « وجود » يا « موجود » ذكر نگردد ، اين دو لفظ ظهور در وجود يا موجود خارجى دارند و در عبارت فوق نيز قيد ذهنى آورده نشده است . افزون بر اين ، در صورتى كه منظور تقسيم موجود ذهنى به مستقل و رابط بود ، مناسب اين بود كه مقسم را مفهوم قرار دهند نه وجود . ثانيا ، اگر منظور اثبات وجود رابط در قضاياست ، تكيه بر خارجى بودن قضيه بىمورد است ، زيرا وجود رابط يا نسبت حكميه اختصاص به قضاياى خارجيه ندارد ، بلكه به عقيدهء بسيارى از حكما تمام اقسام قضايا داراى نسبت و وجود رابطاند و به عقيدهء برخى فقط هليات مركبهء موجبه ( چه خارجيه چه غير خارجيه ) داراى نسبت‌اند . پس حداقل ، اين مطلب مورد قبول تمام حكما - و از جمله حضرت استاد علامه رحمه اللّه - است كه هليات مركبه غير خارجيه نيز داراى نسبت‌اند . بنابراين ، اينكه در برهان تنها بر نوع خارجى اين قضايا تكيه