تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
براى اثبات مدعاى اين فصل از اين جهت فرقى نيست كه ما هليات مركبه فوق را مورد بحث قرار دهيم يا مركبات تقيدى اخذشده از آنها را . و ايضا مركّبات تقييديّة مأخوذة من هذه القضايا ، كقيام زيد و ضحك الانسان .

2 - 4 - 3 : برهان

با توجه به توضيحاتى كه 2 - 3 و 3 - 3 و 1 - 4 - 3 داديم ، روشن شد كه آنچه در اين قسمت مورد ادعاست اين است كه در هليات مركبه موجبه‌اى كه طرفين آنها در خارج واقعيت على حده دارند و نيز در مركبات تقييديى كه از اين قضايا اخذ مىشوند چيزى وجود دارد به‌نام « نسبت » كه از سنخ معانى حرفيه است و رابط بين موضوع و محمول است در ذهن . به اين نسبت « وجود رابط » ، « ثبوت المحمول للموضوع » ، « كان ناقصه » و يا « نسبت حكميه » نيز مىگويند . اين ادعا درواقع خود به دو ادّعا منحلّ مىشود كه هريك جداگانه بايد اثبات شود : 1 - در قضاياى فوق ، علاوه‌بر مفهوم موضوع و مفهوم محمول ، شىء ديگرى به‌نام « نسبت و ربط » وجود دارد ؛ 2 - اين نسبت و ربط مفهومى است حرفى نه اسمى .

1 - 2 - 4 - 3 : اثبات رابط در هليهء مركبهء خارجيهء

براى اثبات اين مدعا ، در كتاب به وجدان و علم حضورى ارجاع داده شده است . توضيح : ما يك هليه مركب مانند « زيد قائم است » را مورد توجه قرار داده موضوع و محمول آن را در نظر مىگيريم . مقصود از در نظر گرفتن موضوع و محمول اين است كه زيد را در حالىكه موضوع قضيه است و نيز قيام را در حالىكه محمول قضيه است لحاظ مىكنيم . حال يك بار اين دو را باهم مىسنجيم و بار ديگر هريك از اين دو را - به همان صورت كه در نظر گرفتيم - با ساير مفاهيم مىسنجيم ، در اين صورت حضورا و وجدانا در خود مىيابيم كه در سنجش اول بين اين دو مفهوم چيزى وجود دارد كه از آن با نام « ربط » يا « نسبت » ياد مىكنيم كه در سنجش دوم ، كه هريك از اين دو را با ساير مفاهيم مىسنجيم ، وجود ندارد . علاوه‌براين ، اگر بين موضوع و محمول ربط و نسبت وجود نداشت ، بايد مفهوم زيد وقتى كه موضوع قضيه است همان حالى را داشته باشد كه وقتى تنهاست و موضوع قضيه نيست ؛