همچنين بايد مفهوم قيام در حالىكه محمول است و در حالىكه محمول نيست هيچ تفاوتى نكند و حال آنكه وجدانا مىيابيم كه هريك از اين دو هنگامى كه بتنهايى لحاظ شوند حالشان متفاوت است از هنگامى كه در قضيه و بهصورت موضوع يا محمول ملاحظه شوند . در حالت دوم ، هريك از آنها را مرتبط باهم مىيابيم ، بر خلاف حالت اوّل .
به تعبير سادهتر ، ما وجدانا درك مىكنيم كه بين مجموعهء « زيد ، ايستاده » و قضيه « زيد ايستاده است » تفاوتى آشكار وجود دارد . در حالت دوم ، اين مفاهيم مرتبط و پيوسته بهم هستند و مجموع آنها يك واحد بهنام « قضيه » بهوجود آورده است اما در حالت اول چند مفهوم گسسته و بىارتباط وجود دارند و مجموع آنها يك كل واحد را تشكيل نداده است . از اينجا ، معلوم مىشود كه شيئى غير از خود اين مفاهيم در ميانشان محقق شده است و آنها را منسجم كرده و يك كل واحد را بهوجود آورده است ؛ اين شىء همانا مفهوم « است » مىباشد و چنين شيئى در مجموعهء اول مفقود است .
اين استدلال دربارهء هليه مركبه بود ، عين همين استدلال دربارهء مركب تقييدى « قيام زيد » نيز جارى است :
نجد فيها [ اى فى هذه القضايا و المركبات التقييديّة ] بين اطرافها [ اى بين الموضوع و المحمول فى القضايا المذكورة و بين المضاف و المضاف اليه فى المركبات التقييديّة المذكورة ] من الامر الذى نسميّه نسبة و ربطا ما لا نجده فى الموضوع وحده و لا فى المحمول وحده و لا بين الموضوع و غير المحمول و لا بين المحمول و غير الموضوع ، فهناك امر موجود وراء الموضوع و المحمول .
2 - 2 - 4 - 3 : رابط در قضيه مفهوم حرفى است
اگر رابط بين موضوع و محمول مفهومى اسمى و مستقل باشد ، مستلزم اين است كه رابط نباشد ، زيرا فرض مفهوم مستقل فرض مفهوم بىارتباط با ساير مفاهيم است ، پس فرض رابط مستقل فرض رابطى است بىارتباط با ساير مفاهيم ؛ يعنى ، فرض رابطى است كه رابط نيست و اين تناقض است و محال . به عبارت ديگر ، چون هر مفهوم اسمى و مستقلى بىارتباط با ساير مفاهيم است ، اگر اين رابط هم از سنخ مفاهيم اسمى باشد ، مستقل از موضوع و محمول و با آنها بىارتباط خواهد بود و نتيجتا بهجاى اينكه قضيه شامل دو مفهوم مستقل باشد كه به