مخصوص به خود دارند ، نهايت امر اين است كه نوعى اتحاد بين اين دو وجود برقرار است و به لحاظ همين اتحاد است كه ما سفيدى را بر جسم حمل مىكنيم و يك قضيهء هليه مركبه در ذهنمان تشكيل مىشود .
قضايايى كه در اين فصل مورد بحث هستند همين دستهء اخيرند ، آنهم نوع موجبهء آنها نه سالبهشان ؛ يعنى ، در اين فصل ابتدا درصدد اثبات وجود رابط هستند بين موضوع و محمول هليات مركبه موجبهاى كه هريك از موضوع و محمول آنها در خارج وجود خاص به خود دارد . بنابراين ، هرچند ما در عنوان 2 - 4 - 3 بهصورت مطلق گفتهايم « اثبات وجود رابط در قضيه » ولى مقصود تنها همين دسته از قضاياست نه همهء آنها « 1 » . در كتاب ، از اين نوع قضايا با نام « قضاياى خارجيهاى كه با موضوع و محمولشان منطبق بر خارج هستند » ياد شده است :
و ذلك انّ هناك قضايا خارجيّة تنطبق بموضوعاتها و محمولاتها على الخارج ، كقولنا : « زيد قائم و الانسان ضاحك . »
مركب تقييدى : پس از اينكه قضيهاى در ذهن انسان متحقق شد ، ذهن قادر است موضوع و محمول و نسبت موجود در آن قضيه را اخذ كرده و حكم آن را حذف كند و بدينترتيب يك تصور مركب تقييدى بسازد . اين تصور مركب تقييدى نيز صورت همان واقعيتى است كه قضيه از آن حكايت مىكرد ، مانند « وحدت انسان » ، « سفيدى جسم » و « قيام زيد » . فرق اين تصور مركب تقييدى با قضيهاى كه اين تصور از آن اخذ شده است در اين جهت است كه در قضيه نفس خودبخود معترف و مذعن به تحقق نسبت بين موضوع و محمول در خارج است ولى در تصور مركب تقييدى اذعان و اعتراف به ثبوت نسبت در خارج وجود ندارد ، بلكه اين تصور تنها حاكى از نسبت بين موضوع و محمول است . پس تصور هرچند ذاتا كاشف و حاكى از خارج است ولى خودبخود مستلزم اذعان و اعتراف بهوجود مطابق نيست ، بر خلاف قضيه . على هذا ، همانطور كه هليات مركبه موجبهاى كه موضوع و محمولشان وجود خاص به خود دارند مورد بحث اين فصل هستند ، مركبات تقييدى اخذشده از اين هليات مركبه ، يعنى تصورات مركب تقييديى كه حاكى از اتحاد و واقعيت خارجىاند ، نيز مورد بحثاند . پس
هامش
( 1 ) - اينكه آيا همهء قضايا داراى وجود رابطاند يا تنها اين دسته بحثى است كه در فروع فصل به آن اشاره خواهد شد . در اينجا فى الجمله ، درصدد اثبات رابط در اين دسته از قضايا هستند و فعلا در مقام نفى وجود رابط از ساير اقسام قضايا نيستند .