تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ذات مفهوم نيست ، بلكه ناشى از مصداق آنهاست ؛ يعنى ، مصداق مفهوم محال است بيش از يكى باشد و الّا اگر ممكن بود مصداق متعدد باشد ، خود اين مفهوم از صدق بر تمام آنها ابا نداشت . مثلا صورت حسى يك شخص خاص ، مثل زيد ، را در نظر مىگيريم . اين صورت حاكى از شخصى است با رنگ مخصوص ، شكل مخصوص ، قد و وزن خاص ، پدر و مادر خاص و زمان و مكان و وضع خاص . واضح است كه شخصى ديگرى كه واجد تمام اين خصوصيات باشد وجود ندارد ولى اگر فرض كنيم شخص ديگرى با تمام اين خصوصيات موجود شود به‌طورى كه حتى زمان و مكان و وضع او نيز همان زمان و مكان و وضع زيد باشد ، در آن صورت صورت حسى زيد بر اين هردو شخص منطبق خواهد بود ، پس خود صورت حسى زيد قابل صدق بر بيش از يكى است . بنابراين ، هرچيزى كه بتواند در ذهن حلول كند ذاتا از صدق بر بيش از يكى ابا ندارد . اساسا حيثيت ذهنيت حيثيتى است شركت‌پذير . پس تنها حيثيت خارجيت است كه حيثيت اباى از شركت است ، يعنى چيزى ذاتا اباى از شركت دارد كه عين خارجيت باشد و محال باشد در ذهن حلول كند . نتيجه اينكه خارجيت عين تشخص است . اكنون با انضمام دو مقدمهء فوق - مقدمهء الف و ب - يك قياس شكل اول تشكيل مىشود كه نتيجهء آن اين است كه وجود عين تشخص است . معناى اينكه وجود عين تشخص است اين است كه با عوض شدن وجود تشخص نيز عوض مىشود و با تكرار و تعدد آن شخص نيز تكرار شده متعدد مىگردد . وحدت و كثرت و تكرار و عدم تكرار يك موجود دائرمدار وحدت و كثرت و تكرار و عدم تكرار وجود آن موجود است . پس اگر موجودى وجود دارد و فرض كرديم اين وجود را از دست داد و معدوم شد و سپس باوجود ديگرى موجود شد ، دقيقا به اين معناست كه موجود اول شخص ديگرى بود و موجود فعلى شخص ديگرى است ، اين دو يك موجود و يك شخص نيستند ، بلكه دو شخص و دو موجودند . بنابراين ، اگر يك موجود - ولو در دو زمان - با دو وجود موجود شود ، مستلزم اين است كه يك موجود در عين اينكه يك موجود است دو موجود باشد : كلّ موجود فى الاعيان فانّ هويّته العينيّة وجوده ، على ما تقدّم من اصالة الوجود ، و الهويّة العينيّة تأبى بذاته الصدق على كثيرين ، و هو التشخّص ، فالشخصيّة للوجود بذاته ؛ فلو فرض لموجود وجودان ، كانت هويّته العينيّة الواحدة كثيرة و هى واحدة ، هذا محال .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 210 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت