اوست ، پس از موت در جهانى ديگر باقى است و موت تنها مفارقت و جدايى روح است از بدن و انتقال آن از نشئهاى به نشئهء ديگر . طبعا معاد نيز وجود جديد نفس و اعادهء معدوم نيست ، بلكه تنها برگشتن روح است به بدن و زنده شدن دوبارهء بدن ، پس اعتقاد به معاد مستلزم اعتقاد به امكان اعادهء معدوم نيست . از حضرت امير المؤمنين على - صلوات اللّه عليه - چنين نقل شده است : « انما تنتقلون من دار الى دار » . آرى ، اگر با مردن روح انسان نابود مىگشت و در قيامت مجددا خلق مىشد ، معاد همان اعاده معدوم بود . در هرحال ، انگيزهء طرح اين بحث در كتب كلامى مسئلهء معاد است و در كتب فلسفى ابطال اعتقاد متكلمين به امكان اعادهء معدوم .
3 : براهين حكما
مدّعاى اين فصل بديهى است . تصوّر مسئله موجب اذعان و تصديق به صحّت آن است ، از اينرو ، به تصريح پارهاى از حكما ادله و براهينى كه براى استحالهء اعادهء معدوم اقامه شده است در حقيقت برهان نيستند ، بلكه تنبيه بر امر بديهىاند . شيخ در الهيات شفا « 1 » فرموده است : « ان العقل يدفع هذا دفعا لا يحتاج فيه الى بيان و كلّ ما يقال فيه فهو خروج عن طريق التعليم . » مقصود از اين جمله اين است كه تمام بياناتى كه در اين زمينه وجود دارد تنبيه است نه برهان . امام رازى ، كه در هر مسألهاى تشكيك مىكند و آن را به نقد مىكشد ، نيز اين مسئله را بديهى دانسته و نظر شيخ را تأييد كرده است . وى در كتاب المباحث المشرقيه « 2 » گفته است :
« نعم ما قال الشيخ من أنّ كلّ من رجع الى فطرته السليمه و رفض عن نفسه الميل و العصبيّة شهد عقله الصريح بأنّ اعادة المعدوم ممتنع قطعا و كما أنّه قد يتوهّم فى غير البديهىّ أنه بديهى لاسباب خارجة ، فكذلك قد يتوهّم فى البديهى أنه غير بديهىّ لموانع من خارج . » در هرحال ، در اين كتاب ابتدا ، برهانى كلى جهت ابطال تكرّر وجود ذكر شده است و سپس بمناسبت برهانى بر امتناع تحقق مثلين من جميع الجهات اقامه گرديده و در نهايت به براهين خاصى كه در باب امتناع اعادهء معدوم اقامه شده پرداخته شده است .
1 - 3 : برهان ابطال تكرّر در وجود
اين برهان از مقدمات زير تشكيل شده است :
هامش
( 1 ) - ص 36 .
( 2 ) - ج 1 ، ص 48 .