تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در 1 ، گذشت كه مدّعاى اول بديهى و بىنياز از برهان است . مدعاى دوم نيز در 3 - 1 ثابت شد . باقى مىماند مدّعاى سوم و چهارم . ابتدا به اثبات مدّعاى سوم مىپردازيم .

1 - 4 : اثبات جهت وحدت در حقيقت وجود

مقدمهء اول : مفهوم وجود مفهوم واحدى است . اين مقدمه بديهى است ، شكى نيست كه مفهوم وجود واحد است و بر تمام اشيا به يك معنا صادق است . دربارهء اين مقدمه در فصل اول از همين مرحله به تفصيل سخن گفتيم . مقدمهء دوم : مصاديق مفهوم واحد داراى جهت اشتراك واحدى هستند . دليل درستى اين مقدمه اين است كه اگر مفهوم واحد از حقايق متباين بما أنّها متباين قابل انتزاع باشد ، هيچ ملاكى براى انتزاع و صدق مفاهيم وجود نخواهد داشت . به عبارت ديگر ، اگر از چند چيز كه هيچ جهتى اشتراكى ندارند مفهوم واحدى قابل انتزاع باشد يا بر آنها مفهوم واحدى قابل صدق باشد ، بايد بتوان هر مفهومى را از هر مصداقى انتزاع و نيز بر هر مصداقى حمل نمود و اين بديهى البطلان است - ملازمهء بين مقدم و تالى در شرطيهء فوق نيز بديهى است و نياز به برهان ندارد - پس انتزاع و صدق مفهوم واحد از مصاديق كثير مستلزم جهت وحدتى است در مصاديق كه همو ملاك انتزاع و صدق آن مفهوم است . نتيجه : مصاديق مفهوم وجود - يعنى حقايق وجودى - نيز جهت وحدت دارند .

2 - 4 : وحدت حقيقت وجود عين حقيقت وجود است

ما در 1 - 4 وحدت حقيقت وجود را به منزلهء صفتى حقيقى و بالذات براى وجود ثابت كرديم . از طرف ديگر ، در فصل دوم / 1 - 4 - 6 ، گفتيم كه همهء صفات حقيقى وجود عين وجودند ، پس وحدت حقيقت وجود عين حقيقت وجود است . اكنون با اثبات چهار مدعاى ذكرشده وحدت حقيقت وجود در عين كثرت آن و كثرت آن در عين وحدتش ، يعنى تشكيك وجود ، ثابت مىشود : الحقّ انّها حقيقة واحدة فى عين انّها كثيرة ، لانّا ننتزع من جميع مراتبها و مصاديقها مفهوم الوجود العامّ البديهىّ و من الممتنع انتزاع مفهوم واحد من مصاديق كثيرة بما هى كثيرة غير راجعة الى وحدة مّا . و يتبيّن به انّ الوجود حقيقة مشكّكة ذات مراتب مختلفة .