تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اگر شق دوم را بپذيريم به اين معناست كه وجود هر شيئى به تمام ذات متباين از ساير وجودهاست ، در عالم هستى هر شيئى وجودى دارد كه با وجود ديگر اشيا هيچ نحو سنخيت و اشتراكى ندارد ؛ و اگر شق اول را قبول كنيم ، به اين معناست كه وجود حقيقتى است واحد كه مراتب كثير دارد و ما به الامتياز اين مراتب عين ما به الاشتراك آنهاست ؛ يعنى ، اين مراتب در همان حقيقت وجود كه جهت مشترك آنهاست تفاوت دارند - و در آينده خواهيم گفت كه برگشت اين نوع تفاوت به كمال و نقص و شدت و ضعف مراتب است - كه اين نوع كثرت را باصطلاح « كثرت تشكيكى » مىگويند . به تعبير ديگر ، تمايز دو شىء از يكديگر يا به تمام ذات است يا به جزء ذات يا به خارج از ذات و يا به شدت و ضعف و كمال و نقص است كه به آن « تمايز به تشكيك » مىگويند . فرض اين است كه وجود بسيط است ، پس جزء ندارد و طبعا تمايز به جزء ذات در آن متصور نيست ؛ و على الفرض كثرت و تمايز حقيقت وجود عين ذات آن است ، پس تمايز به خارج از ذات نيز در مورد آن بىمعناست ، لذا تمايز حقيقت خارجى وجود يا به تمام ذات است كه همان تباين محض است و يا تمايز به شدت و ضعف و كمال و نقص است كه همان كثرت تشكيكى است : فللوجود كثرة فى نفسه ، فهل هناك جهة وحدة ترجع اليها هذه الكثرة من غير ان تبطل بالرجوع ، فتكون حقيقة الوجود كثيرة فى عين انّها واحدة و واحدة فى عين انها كثيرة و بتعبير آخر حقيقة مشكّكة ذات مراتب مختلفة يعود ما به الامتياز فى كلّ مرتبة الى ما به الاشتراك ، كما نسب الى الفهلويّين ، او لا جهة وحدة فيها ، فيعود الوجود حقائق متباينة به تمام الذات يتميّز كلّ منها من غيره به تمام ذاته البسيطة لا بالجزء و لا بامر خارجىّ كما نسب الى المشّائين ؟

3 : اقوال مختلف

در جواب سؤال فوق چهار نظريهء مختلف ابراز شده است : 1 . وحدت شخصى حقيقت وجود يا نظريهء وحدت وجود و موجود كه مشرب عرفاست . 2 . كثرت تباينى حقيقت وجود يا نظريهء كثرت وجود و موجود كه مشرب منسوب به مشائيان است .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت