تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و الخارجيّة و ما يصّدقه العقل و لا مطابق له فى ذهن او خارج ، غير انّ الامور النفس الأمريّة لوازم عقليّة للماهيّات متقرّرة بتقرّرها . و للكلام تتمّة ستمرّ بك ان شاء اللّه تعالى .

5 - 7 - 6 : اقوال مختلف

در نفس الأمر ، دو قول ديگر وجود دارد : قول اول و ابطال آن : طبق اين قول مقصود از لفظ « امر » در كلمهء « نفس الأمر » موجود مجردى است كه صور جميع معقولات در آن وجود دارد و به آن « عقل فعال » مىگويند . براى روشن شدن اين قول ، بايد توجه داشت كه مشائيان قائل‌اند كه ، همان‌طور كه صور خيالى در ظرف ذهن در مخزنى به نام « قوهء خيال » جمع‌آورى و ذخيره مىشوند ، تمام صور عقلى نيز در مخزنى به نام « عقل فعال » گردآورى شده‌اند و درك و يادآورى معقولات در انسان با ارتباط او با عقل فعال حاصل مىشود . پس به نظر مشائيان ، عقل فعال موجود مجردى است كه جميع صور معقول در آن موجود است . براساس اين قول ، « نفس الأمر » يعنى نفس عقل فعال ، يعنى خود عقل فعال . بنابراين ، مطابقت قضيه با نفس الأمر يعنى مطابق بودن آن با صورتى كه در عقل فعال موجود است : و قيل المراد بالأمر عالم الأمر و هو عقل كلّى فيه صور المعقولات جميعا و المراد بمطابقة القضيّة لنفس الأمر مطابقتها لما عنده من الصور المعقولة . به اين قول اشكالاتى وارد است كه عبارت‌اند از : 1 . لفظ « امر » در فلسفه به معناى موجود مجرد عقلى به‌كار نرفته است تا بتوانيم نفس الأمر را به نفس عقل فعال تفسير كنيم . البته در عرفان در چنين معنايى به‌كار رفته ولى نمىتوان از يك اصطلاح عرفانى در تفسير و توضيح اصطلاحات فلسفى استفاده كرد . 2 . ما بدون رجوع به عقل فعال مىتوانيم بوضوح صدق و كذب انواع قضاياى يادشده را دريابيم . گذشته از اين ، دسترسى به عقل فعال و صور موجود در او براى ما ميسور نيست تا براى تشخيص صدق و كذب قضايا به آن رجوع كنيم . 3 . بر فرض صحت اين تفسير و بر فرض امكان دسترسى به عقل فعال ، باز مشكل در جاى خود باقى است ، زيرا صورتهاى موجود در عقل فعال نيز حاكى از خارج‌اند و داراى مطابق و محكى ؛ پس همان مشكلى كه در قضاياى موجود در ذهن ما وجود داشت دربارهء قضاياى