حاكى از خود باشد ، لازم مىآيد كه اين قضايا هميشه صادق باشند ، زيرا على الفرض با تحقق اين قضيه در ذهن ضرورتا هم حاكى موجود است هم محكى و قضيهاى كه محكى آن موجود باشد صادق است ، پس اين قضايا ضرورتا صادقاند و محال است كاذب باشند ، در حالىكه قضاياى ذهنيهء كاذب نيز وجود دارند ، مانند « انسان جزئى است » ، « انسان جنس است » ، « حيوان نوع است » . رفع اين مشكل متوقف بر توضيح مراتب ذهن است .
مراتب ذهن : در مواجه حواس با جهان خارج ابتدا در مرتبهء حس و خيال ذهن مفاهيمى جزئى و سپس در مرتبهء عقل مفاهيمى كلى حاصل مىشود ، مانند صورت خيالى زيد ، قيام ، اين درخت ، اين رنگ سبز و مانند مفاهيم كلى انسان ، قيام ، درخت ، سبزى . سپس از اين مفاهيم قضايايى تشكيل مىشود ، مانند « زيد ايستاده است » ، « اين درخت سبز است » ، « انسان مىتواند قيام كند » ، « درخت سبز است » . اين مفاهيم و قضايايى كه از آنها تشكيل مىشود مرآت و حاكى از خارج ذهناند كه به آنها « مفاهيم و قضاياى اوليه » مىگوييم ؛ ولى ذهن قادر است به همين مفاهيم و قضاياى اوليه بهمنزلهء شيئى خارجى نگريسته و با مفاهيم و قضاياى ديگرى از آنها حكايت كند و بدينوسيله ، ضمن مورد شناسايى قرار دادن آنها ، احكام و خواصشان را بهدست آورد و در قالب مفاهيم و قضاياى جديدى ارائه دهد كه به آنها « مفاهيم و قضاياى ثانويه » مىگوييم . مثلا وقتى مفهوم انسان را مورد شناسايى قرار مىدهد ، مفهوم « نوع » و « كلى » را از آن انتزاع مىكند و سپس اين دو مفهوم را بر آن حمل مىكند و مىگويد :
« انسان نوع است » ، « انسان كلى است » ؛ يا قضيهء « انسان مىتواند قيام كند » را مورد توجه قرار مىدهد و مفهوم « قضيه » را حاكى از آن قرار مىدهد و سپس حكم مىكند و مىگويد : « " انسان مىتواند قيام كند " يك قضيه است » و همچنين با بازشناسايى تصور زيد مفهوم « جزئى » و قضيهء « زيد جزئى است » را بهدست مىآورد . پس مفاهيم و قضاياى اوّليه ناظر به خارجاند و مفاهيم و قضاياى ثانويه ناظر به مفاهيم و قضاياى اوليه . به عبارت ديگر ، مفاهيم و قضاياى ثانويه نسبت به مفاهيم و قضاياى اوليه ذهناند و مفاهيم و قضاياى اوليه نسبت به مفاهيم و قضاياى ثانويه خارجاند . باز ذهن قادر است كه با دستهء سومى از مفاهيم و قضايا به مفاهيم و قضاياى ثانويه بنگرد و آنها را شناسايى كند كه در اين صورت دستهء سومى از مفاهيم و قضايا بهدست مىآيند كه ناظر به دستهء دوم و مرآت و حاكى از آنها هستند ، مثل « مفهوم » ، « كلى » و
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص١٣٢