تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
1 . تركيب از جنس و فصل ؛ 2 . تركيب از مادّه و صورت خارجى ؛ 3 . تركيب از مادّه و صورت عقلى ؛ 4 . تركيب از اجزاء مقدارى . تركيب از جنس و فصل مربوط به ذهن و در بين مفاهيم است . اين تركيب ميان دو مفهوم ، كه يكى عام و غيرمتحصل است به نام « جنس » و ديگرى خاص و متحصل است به نام « فصل » ، صورت مىگيرد و نتيجهء آن به‌وجود آمدن مفهومى است نوعى . تركيب از مادّه و صورت خارجى بين دو وجود خارجى است كه يكى بالقوه است و « مادّه » نام دارد و ديگرى بالفعل است و « صورت » ناميده مىشود . تركيب شىء از مادّه و صورت در خارج مستلزم تركيب آن از جنس و فصل در ذهن است ؛ زيرا در مباحث ماهيت بيان خواهد شد كه اگر مفهوم مادّه و صورت را لا به شرط اعتبار كنيم ، همان مفهوم جنس و فصل به‌دست مىآيد ؛ به تعبير حكما ، مادّه و صورت همان جنس و فصل به شرط لا هستند و جنس و فصل همان مادّه و صورت لا به شرط . اكثر حكيمان اسلامى ، جواهر جسمانى را واجد اين نوع تركيب و عوارض آن را عارى از آن دانسته‌اند . تركيب از مادّه و صورت عقلى نيز مربوط به ذهن است . ذهن ، پس از اينكه اشيا را به جنس و فصل تحليل كرد ، هريك از جنس و فصل را به شرط لا اعتبار مىكند . مفاهيمى كه به اين طريق به‌دست مىآيند مادّه و صورت عقلى هستند . پس اين نحو تركيب نيز در حقيقت مربوط به خارج نيست ، بلكه نوعى تركيب ذهنى و عقلانى است شبيه تركيب جنس و فصل . تركيب مقدارى نيز مربوط به‌وجود خارجى اشياست . تمام آنچه در عالم اجسام وجود دارد - يا بالذات و يا بالتبع - داراى بعد و اندازه است . هيچ چيزى در عالم اجسام از بعد و اندازه خالى نيست و هرچه داراى بعد و اندازه است قابل تقسيم به ابعاد و اجزاء كوچكتر است ؛ يك قطعه جسم را مىتوان به دو نيمه تقسيم كرد و هر نيمه را به دو نيمه ديگر و هكذا . هريك از نيمه‌ها يك جزء مقدارىاند ، پس تمام آنچه در عالم اجسام وجود دارد مركب از اجزاء مقدارى است . اكنون مقصود از بساطت نفى كداميك از تركيبات فوق است ؟ آنچه از كلمات حكما در اين زمينه به‌دست مىآيد نفى هر چهار قسم تركيب است . يعنى وجود يك شىء نه تركيب جنسى