تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
هرچيزى كه در خارج موجود است - يعنى با وجودى خاص به خود موجود است نه با وجود ساير اشيا « 1 » - از آن جهت كه موجود است واحد است . هر موجودى يك واحد واقعيت است . اين اصل بديهى است و اگر بدرستى تصور شود ، بدون نياز به هيچ دليل و بيانى ، تصديق مىگردد ، حتى فيلسوفانى كه اعداد را از اعراض خارجى مىدانند ، نه از معقولات ثانيهء فلسفى ، و طبعا براى هر عددى در خارج وجودى خاص قائل‌اند نيز هر عددى را يك واقعيت و يك موجود مىدانند . در نظر ايشان ، مثلا عدد 10 در خارج ، مانند ساير اعراض ، وجودى خاص به خود دارد كه با عروض آن بر مجموعه‌اى از اشيا آن مجموعه متصف مىشود به اينكه 10 تاست . در اينجا هرچند اشيائى كه معروض اين عددند يك موجود نيستند ، بلكه 10 موجود متباين‌اند ، خود عدد 10 كه عارض اين مجموعه از اشيا مىشود يك واقعيت است ، يك ده تايى است نه ده تا يكى ، بر خلاف معروض كه 10 تا يكى است ، نه يك ده‌تايى . به عبارت ديگر ، عارض يك واقعيت است ، منتها اين واقعيت واحد همان ماهيت ده است كه محقق شده است اما معروض آن 10 واقعيت جدا و مستقل‌اند . ممكن است اشكال شود كه همان سخنى را كه شما دربارهء عارض ، يعنى عدد 10 ، مىگوييد ما دربارهء معروض مىگوييم ؛ يعنى ، معروض در حقيقت 10 واقعيت مستقل نيست ، بلكه يك واقعيت 10 تايى است ولى اين سخن باطل است ، زيرا از نظر حكما مجموع چند شىء خود موجودى حقيقى نيست ؛ يعنى ، خود وجودى خاص به خود ، يعنى وجودى غير از وجود آن اشيا ندارد ، بلكه مفهومى اعتبارى است ، موجود حقيقى همان خود تك‌تك اشيايند نه مجموع آنها ، بر خلاف عدد كه طبق رأى بسيارى از حكما خود يك موجود حقيقى در قبال ساير اشياست . آرى ، اگر كسى براى مجموع نيز وجودى غير از وجود اشيائى كه مجموع از آنها تشكيل‌شده قائل شود ، اين سخن بجاست . در هرحال ، موجوديت دائرمدار وحدت است ؛ تا چيزى واحد نباشد ، نمىتوان حقيقتا آن را موجود دانست و اگر مجموع اشيائى را كه كثير محض‌اند موجود فرض كنيم ، صرفا در عالم پندار و فرض است ، نه در عالم خارج و حقيقت . مقدمهء دوم : موجوديت مساوق فعليت است .
هامش
( 1 ) - اين قيد براى خارج كردن معقولات ثانيهء فلسفى است ، زيرا اينها نيز اوصافى هستند كه در خارج موجودند ولى خود وجودى غير از وجود موصوف و موضوع خود ندارند ، بلكه با وجود موصوف و موضوعشان موجودند و به تعبير فلسفى وجود خاص ندارند ، اين نوع موجوديت مساوق وحدت نيست .