تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

2 - 1 - 6 : برهان

مقدمهء اول : ماهيت فى نفسه باطل الذات است . مقصود از تعبير « ماهيت فى نفسه » ماهيت است صرف‌نظر از وجود و مقصود از « باطل الذات » معدوم است ؛ يعنى ، اگر از وجود شىء صرف‌نظر شود ، ماهيتش معدوم محض است و در هيچ ظرفى موجود نيست ، نه در ذهن و نه در خارج . به عبارت ديگر ، اگر به ماهيت وجود افاضه نشود ، معدوم صرف است ؛ پس ماهيت موجوديت بالعرض و مجازى خود را وامدار وجود است ، اگر وجود خارجى به آن افاضه شود ، در خارج مجازا موجود است و اگر وجود ذهنى افاضه شود ، در ذهن مجازا موجود خواهد بود و اگر وجودى به آن افاضه نشود ، نه در خارج و نه در ذهن ، حتى بالعرض موجود نخواهد بود و معدوم محض است . اين مقدمه نتيجهء اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است . مقدمهء دوم : امر باطل الذات واجد هيچ وصف و صفتى نيست . اين مقدمه بديهى است . بايد شىء موجود باشد تا واجد وصف يا اوصافى باشد ، معدوم محض ممكن نيست واجد وصفى باشد ، همه اوصاف از آن سلب مىشوند . نتيجه : ماهيت فى نفسه واجد هيچ وصف و صفتى نيست ؛ و دقيقتر بگوييم ، هيچ محمولى بالذات بر آن حمل نمىشود ، هر محمولى كه بر آن حمل شود ، حقيقتا وصف و محمول وجود شىء است و مجازا وصف ماهيت آن : لمّا انّ الماهيّة فى نفسها باطلة هالكة ، لا تملك شيئا . بنابراين ، اگر به دسته‌بندى محمولات برگرديم ، بايد چنين بگوييم : « محمولاتى را كه تاكنون لازم ماهيت شىء در خارج مىدانستيم ، در حقيقت ، لازم وجود خارجى شىءاند ؛ و محمولاتى را كه لازم ماهيت شىء در ذهن مىپنداشتيم ، در واقع ، لازم وجود ذهنى شىءاند ؛ و محمولاتى را كه لازم ذات ماهيت ( چه در ذهن و چه در خارج ) مىانگاشتيم لازم الوجودين هستند ، هم لازم وجود خارجى شىء و هم لازم وجود ذهنى آن ؛ و نيز محمولاتى را كه محمولات و عوارض مفارق ماهيت گمان مىكرديم چيزى جز اوصاف و عوارض مفارق وجود شىء نيستند . » على هذا اين محمولات حقيقتا و بالذات اوصاف و محمولات وجود شىءاند ، حال يا وجود خارجى يا ذهنى يا هردو ، و اگر آنها را به ماهيت شىء نسبت داده بر