تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
است ، موجب تغييرى در ذات ماهيت در خارج نمىگردد ، پس حال ماهيت قبل از انتساب به وجود و بعد از آن يكى است ، در حالىكه على الفرض قبل از انتساب اعتبارى است و بعد از آن اصيل ، يعنى ذات واحد بدون هيچ تغييرى در دو زمان دو حكم مختلف دارد و اين انقلاب در ذات است كه بطلان آن بديهى است : و يردّه انّ الانتساب المذكور ان استوجب عروض حقيقة عينيّة على الماهيّات ، كانت هى الوجود ، اذ ليس للماهيّة المتأصّلة الّا حيثيتا الماهية و الوجود و اذا لم تضف الاصالة الى الماهيّة ، فهى للوجود و ان لم يستوجب شيئا و كان حال الماهيّة قبل الانتساب و بعده سواء ، كان تأصّلها بالانتساب انقلابا و هو محال .

6 : فروع

يتفرّع على اصالة الوجود و اعتباريّة الماهيّة :

1 - 6 : فرع اول - در هر حمل ماهوى وجود واسطه در عروض است

1 - 1 - 6 : توضيح مدّعا

محمولاتى كه بر ماهيت حمل مىشوند به دو دسته تقسيم مىشوند : 1 - ذات و ذاتيات كه به حمل اولى بر آن حمل مىشوند : 2 - عرضيات كه به حمل شايع بر آن حمل مىگردند . عرضيات نيز به دو دستهء مفارق و لازم تقسيم مىشوند . عرضى مفارق محمولى است كه از ماهيت انفكاك‌پذير است ، مانند كتابت براى انسان . بر خلاف آن ، عرضى لازم از ماهيت انفكاك‌پذير نيست . عرضى لازم خود به سه دسته تقسيم مىشود : الف - لازم ماهيت در خارج ، مانند حرارت كه در خارج قابل انفكاك از ماهيت آتش نيست و همچنين برودت نسبت به برف ؛ ب - لازم ماهيت در ذهن ، مانند كليت كه در ذهن از هيچ ماهيتى انفكاك‌پذير نيست ؛ ج - لازم ذات ماهيت كه نه در ذهن از ماهيت انفكاك مىپذيرد و نه در خارج ، مانند زوجيت براى چهار و مانند مفهوم « ماهيت » براى ماهيات ؛ مىگوييم : « انسان ماهيت است ، درخت ماهيت است » ، اين مفهوم در هرحال بر ماهيات حمل مىشود ؛ هم ماهيت موجود در خارج مصداق اين مفهوم است هم ماهيت موجود در ذهن ، انسان‌موجود در خارج ماهيت است و انسان موجود در ذهن نيز ماهيت است . پس نحوهء تقسيم‌بندى به شكل زير است :
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 103 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت