در اين فرع ، مدعا اين است كه بنابر اصالت وجود محمولات ماهيت حقيقتا و بالذات بر وجود شىء حمل مىشوند و مجازا و بالعرض بر ماهيت آن . توضيح اينكه در بحث اصالت وجود و اعتباريت ماهيت سخن تنها دربارهء محمول « موجود » بود . گفتيم كه اين محمول هم بر ماهيت شىء حمل مىشود هم بر وجود آن ؛ يعنى ، هم مىگوييم : « انسان موجود است » هم مىگوييم : « وجود انسان موجود است » ولى ، به مقتضاى ادّلهء اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، حمل آن بر وجود حقيقى است و بر ماهيت مجازى . اكنون مدعا اين است كه پذيرفتن اينكه حمل موجود بر ماهيت شىء مجازى و بالعرض است مستلزم اين است كه حملى هر محمولى ديگرى بر آن نيز مجازى و بالعرض باشد . يعنى تمام محمولاتى كه بر ماهيت شىء حمل مىشوند حقيقتا اوصاف وجود آناند و بهواسطهء آن بر ماهيتش نيز حمل مىشوند . پس باصطلاح ، وجود شىء تنها واسطه در عروض و حيثيت تقييديه براى حمل موجود بر ماهيت نيست ، بلكه واسطه در عروض و حيثيت تقييديه براى تمام مفاهيمى است كه بر ماهيت حمل مىشوند ، حتى ذات و ذاتيات آن :
اولا ، انّ كلّ ما يحمل على حيثيّة الماهيّة فانّما هو بالوجود و انّ الوجود حيثيّة تقييديّة فى كلّ حمل ماهوىّ « 1 » .
هامش
( 1 ) - مقصود از حمل ماهوى هر حملى است كه موضوع آن ماهيت است .