تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

2 - 2 - 5 : ابطال قول فوق

ابطال اين قول نيز مشابه ابطال قول قبلى است . به اقرار خود محقق دوانى ، ماهيت من حيث هى هى ، يعنى ماهيت قبل از انتساب به‌وجود ، اعتبارى و غيرموجود است و پس از انتساب اصيل‌شده حقيقتا در خارج موجود مىگردد . نقل كلام به انتساب مىكنيم ، خود انتساب چگونه است ؟ آيا امرى است اصيل و حقيقى و موجود در خارج يا اعتبارى و صرف انتزاع ذهن ؟ اگر امرى اصيل و خارجى است و انضمام آن به ماهيت موجب موجود شدن ماهيت نيز مىشود ، اين دقيقا به اين معناست كه ماهيت بعد از انتساب نيز اعتبارى است و در حقيقت انتساب اصيل است و اين خلاف مدعاى قائل است . گذشته از اين ، با كمى دقت ، درمىيابيم كه اين انتساب چيزى جز وجود نيست كه نام آن تغيير كرده است ، زيرا با دقت در آنچه كه در طرح مدعاى اصالت وجود گفته شد ، روشن مىشود يك شىء ممكن تنها به دو حيثيت ماهيت و وجود در ذهن تحليل‌پذير است ، نه دو حيثيت ماهيت و انتساب به‌وجود ، يا به سه حيثيت ماهيت و وجود و انتساب به‌وجود . مثلا ذهن ما زيد موجود در خارج را در ظرف خود به دو حيثيت انسان و وجود تحليل مىكند و مىگويد : « زيد انسان است » و « زيد موجود است » اما نمىگويد : « زيد منتسب به‌وجود است » . پس لا محاله همواره امر دائر بين وجود و ماهيت است و از اين دو خارج نيست : يا وجود اصيل است و ماهيت اعتبارى است يا بالعكس . اما اينكه نه وجود اصيل باشد و نه ماهيت و امر سومى به نام « انتساب به‌وجود » اصيل باشد قابل تصور نيست ، زيرا اساسا ممكن در ذهن به چنين حيثيتى تحليل نمىشود تا صحبت از موجوديت يا عدم موجوديت حقيقى آن در خارج شود . بنابراين ، اگر اثبات شد كه ماهيت اصيل نيست و حيثيت ديگرى غير از ماهيت شىء اصيل است ، آن حيثيت جز وجود نمىتواند باشد . لهذا در اينجا نيز در حقيقت همان وجود است كه اصيل است ، منتها نام آن « انتساب به‌وجود » نهاده شده است . تمام مطالب بالا در صورتى است كه به شقّ اول سؤال جواب مثبت دهيم ؛ يعنى ، بپذيريم كه انتساب به‌وجود امرى است اصيل . اما اگر شق دوم را قبول كنيم ؛ يعنى ، بگوئيم كه خود انتساب به وجود نيز امرى است اعتبارى و غيرموجود در خارج و صرف انتزاع عقل است ، در اين صورت همان محذور انقلاب ذات ، كه در ابطال اصالت ماهيت توضيح داده شد ، لازم مىآيد ، بدين بيان كه انتساب به‌وجود ، نظر به اينكه امرى اعتبارى و غيرموجود در خارج