فقط و فقط عبادتِ ناشى از ميل و رغبت است . و به اين معنا دلالت دارد قوله عليه السلام : « وَ لَا تُكْرِهُوا عَلَى انْفُسِكُمُ الْعِبادَةَ » . « 1 »
چهارم : وفا
و آن عبارت است از : آنكه آنچه را كه از آن توبه نموده ديگر مرتكب نگردد و آنچه را كه عهد كرده ، به جا آورد ، از به جا آوردن آن دريغ نكند و آنچه را كه با شيخ آگاه و مربى راه حق مواعده و معاهده نموده ، تا آخرالأمر بدان وفا كند .
پنجم : ثبات و دوام
و توضيح اين معنا احتياج به ذكر مقدمهاى دارد و آن اينكه آنچه از اخبار و آيات استفاده مىشود آن است كه آنچه از ذوات خارجيه كه با حس ما مُدرَك مىشود و آنچه از افعال كه در خارج به جا مىآوريم و در جهان ماده صورت تحققى به خود مىگيرد داراى حقايقى هستند . ماوراى اين تجسمات خارجيهء ماديهء جسمانيه و ماوراى اين ظواهر و محسوسات ، حقايقى است عالىمرتبه و مجرد از لباس ماده و زمان و مكان و ساير عوارض آن . و چون آن حقايق از مقام واقعيت خود تنزل كند به اين صُوَر ماديهء مُدرَكهُ در جهانِ خارج تجسم پيدا مىكند و آيهء مباركه قرآن مجيد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
. « 2 »
بر آن صراحت دارد . و به طور اجمال تفسير آن اين است كه به طور كلى و عموم ، آنچه در اين جهان ماده تحقق دارد قبل از تحقق خارجى خود داراى حقيقتى ديگر
هامش
( 1 ) . [ و عبادت را بر خودتان تحميل نكنيد . ]
( 2 ) . حجر ، آيهء 21 : [ و هيچ چيز نيست مگر اينكه خزاين آن نزد ماست و جز به اندازهء معلومى فرو نفرستيم . ]