طورى كه انگشتنماى مردم شده و به عنوان گوشهنشينى اشتهار يافتهاند .
سالك براى آنكه بتواند به مقصد نايل گردد بايد مشى معتدلى بين رويهء اين دو گروه اختيار نمايد و از افراط و تفريط بپرهيزد و در صراط مستقيم حركت كند . و اين معنا حاصل نمىشود مگر آنكه معاشرت و مراوده را با مردم تا آن مقدار كه ضرورى اجتماعى است رعايت كند . بلى ، اگر بين سالك و غيرسالك در اثر اختلاف كميت يا كيفيت معاشرت ، امتيازى قهرى حاصل شود زيانآور نخواهد بود . و البته اين امتياز حاصل نخواهد شد ، چه در عين آنكه معاشرت تا اندازهاى لازم و ضرورى است نبايد سالك به هيچ وجه منالوجوه خود را تابع خصوصيات اخلاقى و اطوارى مردم قرار دهد .
« وَ لا يَخافُونَ
[ فِى اللَّه ]
لَوْمَةَ لائِمٍ »
« 1 » حاكى از استقامت آنها در اين رويهء مستقيمه و تصلّب آنها در مرام و روش خود است . به طور كلى ، مىتوان گفت كه سالك بايد در هر امرى از امور اجتماعى نفع و ضرر آن را سنجيده و بىجهت خود را تابع اهواء و آراى تودهء مردم قرار ندهد .
دوم : عزم
همين كه سالك قدم در ميدان مجاهده نهاد ، حوادثى سخت و ناملايماتى از طرف مردم و آشنايان ، كه صرفاً غير از هواى نفس و خواستههاى اجتماعى مقصدى ندارند ، متوجه او مىشود و با زبان و عمل او را سرزنش نموده و مىخواهند از رويه و مقصدش دور كنند و از فىالجمله تنافرى كه بين او و آنان در برنامهء زندگى پيدا شده سخت در هراس بوده و به هر وسيله مىكوشند تا سالك تازهبهراه افتاده را با تازيانهء ملامت و سرزنش از راه انداخته و قدمهاى او را خرد كنند . و همچنين در هر منزل از منازل سفر ، البته مشكلهاى تازه براى سالك پيش خواهد آمد كه بدون صبر و عزم دفع
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 54 : [ و [ در راه خدا ] از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى ترس ندارند . ]