تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
هدايت خود را از خداى طلب نمايد موفق به هدايت خواهد شد ، اگرچه در امر توحيد نيز شك داشته باشد . سالك چون در اين مرحله موفقيت حاصل نمود ، بايد دامن طلب در تحصيل اسلام اكبر و ايمن اكبر بالا زند . و اولين چيزى كه در اين مرحله لازم است عبارت است از : علم به احكام كه بايد از فقيه تعلم نمايد و پس از تحصيل علم بايد در مقام عمل برآيد و در عمل نيز مداومت نمايد تا درجه به درجه يقين و معرفت او رو به فزونى گذارد ، چه علم مورثِ عمل و عمل مورِثِ علم است . اگر كسى جدّاً علم و اعتقاد به چيزى داشته باشد لازمه‌اش تطبيق عمل خود بر طبق آن علم و مدرّكات خود است و از عدم عمل انّاً كشف مىشود كه علم او جزمى نبوده و اذعان و اعتقاد نداشته ، بلكه مجرد تصوير صورتى بوده كه در قواى متخيلهء او منتقش شده است . اگر كسى علم واقعى و حقيقى به رازقيت مطلقهء حضرت احديت داشته باشد ، هرگز نبايد براى تحصيل مال خود را به هلاكت افكند ، بلكه بايد اكتفا نمايد به مقدار طلبى كه در شرع امر به آن شده . با كمال آرامش خيال و سكون خاطر ، به قدر وسع براى تحصيل قدر كفاف معيشت خود و عيال خود كوشش كند . اما اگر براى تحصيل معيشت در غَلَق و اضطراب افتد و بيش از حد معروف تلاش بنمايد معلوم مىشود كه علم به رازقيت مطلقهء خدا ندارد ، بلكه علم او به رازقيت مقيده بوده است . خدا را رازق مىدانسته در صورتى كه تا اين سرحد تلاش كند و خود را به تعب افكند و مثلًا او را رازق مىدانسته ، مقيد به پول‌داشتن و در صورت شهريه‌گرفتن و غيرذلك . بنابراين ، اضطراب خارجى يا درونى ، حكايت مىكند از عدم العلم يا علم به رازقيت مقيده . اين معناى توريث علم است براى عمل و اما مِثال براى توريث عمل براى علم ، مثلًا اگر كسى از روى واقع بگويد : « سُبْحَانَ رَبِّيَ الأعْلى وَ بِحَمْدِهِ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . [ پاك و منزه مىدانم پروردگار بلندرتبت خودم را همراه با حمد و ستايش او . ]