تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
نسبت به امر غيرملايم و ناپسندى كه واقع شده است . اين دو معنا بر سالك الىاللَّه راه ندارد ، زيرا سالك كار خود را با خداى خود يكسره نموده و غير از خدا مقصد و مقصودى ندارد ؛ نه از فوت امر غيرمنتظره‌اى در حزن و نه از وقوع امر غيرمترقَّبى در خوف خواهد بود . اين‌جا جاى يقين است كه خداوند واجدانِ آن را به اولياى خود تعبير فرموده است : وَ يُشيرُ الى ذَلِكَ مَا قَالَهُ اميرُالْمُؤْمِنينَ عليه السلام : « 1 » ابْصَرَ طَرِيقَهُ وَ سَلَكَ سَبِيلَهُ وَ عَرَفَ مَنَارَهُ وَ قَطَعَ غمَارَهُ ، فَهُوَ مِنَ الْيَقينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ . « 2 » و نيز مىفرمايد : هَجَمَ بِهِمِ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقينِ وَاسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأبْدَانٍ ارْوَاحُهُا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الأعْلَى . « 3 » در همين مرحله است كه ابواب كشف و شهود بر او مفتوح خواهد شد . بديهى است كه طى اين منزل ، منافاتى با بودن سالك در دنيا و اشتغال به مشاغل اوليهء خود ندارد و واردات قلبيهء او ربطى به اوضاع خارجيه از نكاح و كسب و تجارت و زراعت و امثال اين‌ها ندارد . سالك در عين آن‌كه در بين مردم بوده و امور دنيا را به جاى مىآورد روحش در ملكوت سير نموده ، با ملكوتيان سر و كار دارد . مَثَل چنين شخصى مَثَل كسى است كه مصيبتى بر او وارد شده و داغ عزيزى ديده ؛
هامش
( 1 ) . [ و به اين مطلب اشاره دارد آنچه را كه اميرالمؤمنين عليه السلام گفته است . ] ( 2 ) . [ راه خود را ديده و جاده‌اش را پيموده و منارهء آن را شناخته و از درياى خروشانش گذشته ، بنابراين يقين او ( نسبت به حقايق ) همچون يقين به روشنى خورشيد است . ] ( 3 ) . [ دانش با حقيقت بينش و درايت برايشان روى نموده و با روح يقين ( با آرامش و نسيم يقين ) پيوند خورده‌اند و آن‌چه را كه افراد نازپرورده سخت مىشمرند ، نرم و هموار پنداشته و به آن‌چه نادانان از آن وحشت دارند انس گرفته و در دنيا با بدن‌هايى زندگى مىكنند كه ارواح آن‌ها به محل اعلا پيوسته است . ]