و يا آنكه امر به حضرت نوح - على نبينا وآله و عليه السلام - مىكند كه حمد خدا را به جاى آورد ، آنجا كه فرمايد :
« فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
. « 1 »
دوم : تصريحاتى كه در قرآن كريم راجع به مقام اخلاص بعضى از انبياى عظام است ، چنان كه دربارهء حضرت يوسف فرمايد :
« إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ »
. « 2 »
و دربارهء حضرت موسىبنعمران فرمايد :
« وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا »
. « 3 »
و دربارهء حضرت ابراهيم و اسحاق و يعقوب فرمايد :
« وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ * إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ »
. « 4 »
بندگانى را كه شيطان اغوا مىكند از شاكران نخواهند بود . از اينجا استفاده مىشود كه شاكران كه شيطان به آنها دستبردى ندارد ، همانا بندگان مخلَصين هستند . حال اگر در قرآن مجيد بندگانى را يافتيم كه خداى متعال آنان را به صفت شكر و شاكر توصيف كند ، مىفهميم آنان از عباداللَّه المخلَصين هستند . از جمله راجع به حضرت نوح مىفرمايد :
« ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً »
. « 5 »
و راجع به حضرت لوط فرمايد :
« إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ * نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيه 28 : [ پس بگو : حمد اختصاص به خدا دارد كه او ما را از قوم ستمكار رهايى بخشيد . ]
( 2 ) . [ او از بندگان پاكشده و خالصشدهء ما بود . ]
( 3 ) . مريم ، آيه 51 : [ و در كتاب وحى ، موسى را به ياد آر كه او از بندگان پاكشده و رسول و پيامبر بود . ]
( 4 ) . ص ، آيات 45 - 46 : [ و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به ياد آر كه صاحبان نيرو و بينش بودند ، كه همانا ما آنها را پاك و خالص نموديم به خلوصى كه پيوسته ياد خانهء آخرت را بنمايند . ]
( 5 ) . اسراء ، آيهء 3 : [ ذرّيه و نسل كسانى كه با نوح سوار [ كشتى ] نموديم ، به درستى كه او بندهء سپاسگزارى بود . ]