آيا دعايش مستجاب شد يا نه و آيا در آخرت به مقام صُلوح خواهد رسيد يا نه ، از آيات قرآن چيزى استفاده نمىشود . و حضرت ابراهيم عليه السلام با آنكه مقامى شامخ را در خلوص دارا بوده عرض مىكند :
« رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
. « 1 »
بنابراين ، مقام « صُلوح » عالىتر از مقام « خلوص » است كه حضرت خليل الحاق خود را به واجدان آن ، از خداى خود تمنا نمود . خداوند اين دعاى حضرت ابراهيم را در دنيا اجابت ننمود ، بلكه تحقق آن را در آخرت وعده فرمود :
« وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ »
. « 2 »
بايد دانست كه اين مرتبه از صلاح كه انبياى سلف آرزوى آن را داشتند غير از صلاحى است كه به نص آيهء كريمه ، به آن حضرت و اولاد آن حضرت داده شده است ، لقوله تعالى :
« وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ »
. « 3 »
چه اين صلاح را همهء آنها دارا بودند و از جمله خود حضرت ابراهيم دارا بود و در عين حال تقاضاى صلاح دارد . پس اين صلاح بسيار عالىتر و بالاتر است .
و اما دليل بر آنكه حضرت رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و عدهاى در زمان آن حضرت به درجهء همين صُلوح رسيدهاند ، آيهء كريمهء قرآن از قول حضرت رسول ناطق است كه :
« إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ »
. « 4 »
هامش
( 1 ) . شعراء ، آيه 83 : [ پروردگارا ، به من حكمى ببخش و مرا به صالحان ملحق ساز . ]
( 2 ) . بقره ، آيه 130 : [ و همانا حقاً او را در دنيا برگزيديم و او در آخرت تحقيقاً از صالحان است . ]
( 3 ) . انبياء ، آيهء 72 : [ و ما اسحق و يعقوب را به او بخشيديم از روى تفضل و زيادى رحمت و همه را صالح و شايسته قرار داديم . ]
( 4 ) . اعراف ، آيهء 196 : [ همانا ولىّ و صاحباختيار من خدايى است كه كتاب را نازل ساخته و او ولايت و صاحب اختيارى امور صالحان را دارد . ]