اينها را براى تو شريعت قرار داديم . اين قرار دادن « شريعت » گر چه همان شرايع سابقه باشد نسخ است ؛ يعنى ناديده گرفتن حكم سابق و انشا نمودن حكم جديدى به انشا و تشريع جديد .
بنابراين مىتوان گفت : هر شريعت لاحقه نسبت به شريعت سابقه ناسخ است ، چون به عنوان تشريع جديد است .
تلميذ : چرا يهود ، نسخ را جايز نمىشمرند ؟
علامه : ظاهراً مستند به اين است كه نمىخواهند بعد از نزول تورات كه كتاب آسمانى است ، كتاب آسمانى ديگرى را بپذيرند و حكم آسمانى ديگرى داشته باشند .
مىگويند : هر چه هست با تورات ختم شده است ، و ديگر بعد از تورات حكم آسمانى نيست .
و آيهء نسخ ، همين معنا را ابطال مىكند ، كه هيچ گونه قدرتى نمىتواند پروردگار را محصور و مقيد كند بر التزام به عدم تغيير حكم ، و او دأبش اين است كه « نسخ » مىكند و يا « انساء » مىنمايد ( به فراموشى مىاندازد ) و بر هر چيز تواناست :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ »
. « 1 »
ولى يهود مىگويند : ديگر خداوند بعد از نزول حكمى نمىتواند آنرا نسخ كند ، و نسخ از شئون قدرت الهى و مقتضاى علم الهى نيست ، و بنابراين دست خدا بسته است از اينگونه امور :
« وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
هامش
( 1 ) . آيات 106 - 107 سورهء بقره : « ما هر آيهاى را كه نسخ كنيم يا به فراموشى اندازيم ، بهتر از آن يا مثل آن را مىآوريم ، آيا نمىدانى كه خداوند بر هر چيزى تواناست ؟ آيا نمىدانى كه قدرت و سلطنت آسمان و زمين اختصاص به خدا دارد ، و براى شما غير از خدا هيچ سرپرستى و هيچ يار و ياورى نيست ؟ »