تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ »
. « 1 » در اين آيه به خوبى نشان مىدهد كه آيات نسخ مىشوند و جاى يك‌ديگر را عوض مىكنند ، و تبديل و تبدل در آن ، صورت مىگيرد . و معلوم است كه مراد ، آيات قرآن كريم است ، و چون معاندين مىگويند : اين تبديل و تغيير از جانب محمد است ، نه از جانب خدا ، و او افترا زده است ، در آيهء بعد مىفرمايد : بگو اين آيات را ، چه ناسخ و چه منسوخ ، جبرائيل كه روح القدس است فرو فرستاده است ، تا موجب دلگرمى دل‌هاى مؤمنان و موجب هدايت و بشارت براى مسلمان باشد . و مرجع نسخ ، به تحديد زمان وأمَد مدت حكم منسوخ است ؛ يعنى مدت حكم سابق دائمى نبوده و تا زمان ورود حكم ناسخ بوده است و ابداً اشكال ندرد ، بلكه حتماً بايد نسخ در شرايع و احكام الهيه بوده باشد ، زيرا كه چه بسا احكامى به عنوان دوام تشريع نمىشوند و مصلحت و ملاك آن‌ها در بُرهه‌اى از زمان است ، و نيز مصلحت نيست كه به عنوان موقت بيان شود ؛ يعنى بيان توقيت ، خلاف مصلحت است . در اين صورت حكم را به‌طور مطلق تشريع مىكنند و پس از استيفاى مصالح و ملاكات مندرجهء تحت آن حكم ، آن حكم را نسخ مىكنند . پس بازگشت نسخ اين است كه به واسطهء آيهء ناسخ بيان مىشود كه آيهء منسوخ در امد خودش بيشتر حكم ندارد ، و نمىتواند بيشتر از امد و زمان خودش حكم داشته باشد و اين مسئلهء تناقض و تضاد نيست ، بلكه بيان حكم است ، و حكم‌ها گونه‌گون است . و اگر دو حكم در ظاهر هم به صورت تضاد باشند ، معلوم است كه تضاد حقيقى
هامش
( 1 ) . آيات 101 - 102 سورهء نحل : « و چون ما آيه‌اى را به جاى آيهء ديگر تبديل كنيم - و خدا داناتر است به آن‌چه نازل مىكند - مىگويند : اى پيغمبر ، تو افترا بسته‌اى و چنين دروغى را به خدا نسبت داده‌اى ! بلكه اكثر آن‌ها نمىدانند . بگو : روح القدس قرآن را به حق از جانب پروردگارت فرستاده است ، تا موجب ثبات دل‌هاى مؤمنان گردد و هدايت و بشارت براى مسلمانان شود . »