يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ »
. « 1 »
آنها اينطور مىدانند كه خداوند در شش روز اول خلقت آسمانها و زمين ، احكام را جعل فرمود و ديگر كار بسته و تمام شد ! نه تغييرى و نه تبديلى صورت نخواهد گرفت ، و البته مفاد اين مرام همان بسته بودن و « غل » شدن دست خداست ؛ مَعاذَ اللَّه ، بلكه دستهاى او باز است . عالم آفرينش را هر گونه كه بخواهد تغيير و تبديل مىدهد و احكام نو ، طبق مصالح تازه ، مىآفريند .
تلميذ : راجع به كُتاب وحى الهى ، قرآن مجيد چه قسم بودهاند ؟ آيا وقتى كه وحى نازل مىشده است ، بعداً رسول خدا مىفرستادند در پى كاتب وحى كه بيايد و بنويسد ؟ مثلًا از كُتاب وحى ، وجود مقدس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بودهاند و معلوم است كه آن حضرت پيوسته با رسول اللَّه نبودند ؛ بلكه رسول اللَّه چه بسا آن حضرت را به جنگ مىفرستادهاند و يا براى مأموريتهاى ديگرى اعزام مىداشتند .
عبداللَّه بن مسعود و ابَى بن كَعب و زَيد بن ثابت ، وضع و طريقهشان چگونه بوده است ؟ اين قرائات و اختلاف آنها از كجا پيدا شد ؟
علامه : بنده نديدهام در روايتى كه چون وحى نازل مىشد ، حضرت رسول اللَّه بفرستند به دنبال يكى از صحابه و يا يكى از كُتاب وحى كه بيا و وحى را بنويس ! و اما اين مطلب هست كه اينها مىنوشتند وحى رسول خدا را . افرادى كه مىنوشتند ، اميرالمؤمنين عليه السلام بودند و عبداللَّه بن مسعود و ابَى بن كعب و زيد بن ثابت و بعضى ديگر .
زيد بن ثابت بعداً در جمعآورى اول قرآن كه توسط ابوبكر صورت گرفت تصدى داشت . و همچنين در تأليف دوم قرآن كه توسط عثمان و در زمان او صورت
هامش
( 1 ) . صدر آيهء 64 سورهء مائده : « يهود مىگويند : دستهاى خدا در غل و در بند كشيده شده است ؛ دستهاى آنان در غل كشيده شود و مورد لعنت و دورباش خدا قرار گيرند بدين سخنى كه مىگويند ، بلكه دو دست خدا باز است و در عالم خلقت به هر گونه كه بخواهد عمل مىكند و افاضهء وجود و رحمت مىنمايد . »