تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
و يا راجع به ارث و نزول آيهء أُولُوا الأَرْحَامِ ، چون در به دو اسلام ، مؤمنان از نظر روابط دينى از يك‌ديگر ارث مىبردند و روى اساس اخوتى كه رسول اللَّه بين اصحاب قرار داده بودند احكام ارث جارى بود ، تا اين‌كه آيهء أُولُوا الأَرْحَامِ نازل گشت آن حكم را نسخ نمود و بنا شد براساس قرابت رَحِميت ، افراد از يك‌ديگر ارث ببرند ، نه از جهت اخوت دينى .
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
. « 1 » اين آيه مىرساند كه : آنانى كه ارث مىبرند بايد صاحب رَحِم باشند ، و اين آيه ناسخ آن حكم اول واقع شد . و آيهء مباركهء :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
. « 2 » به‌خوبى دلالت دارد بر وقوع نسخ ، بدون هيچ محذورى . و شايد از آن هم روشن‌تر باشد اين آيه‌اى كه مىگويد : چون آيه‌اى را به‌جاى آيه‌اى تبديل كنيم ، مىگويند : اين پيغمبر افترا زده است ، و به خدا نسبت دروغ داده است :
« وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ * قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً
هامش
( 1 ) . آيهء 75 سورهء انفال : « و كسانىكه ايمان آوردند بعد از فتح و مهاجرت كردند و مجاهدت نمودند با شما ، پس آنان ، از شما هستند . و صاحبان رحم ، بعضى از آنان به بعضى ديگر اولويت دارند در كتاب خدا ، به‌درستىكه خداوند به هر چيزى داناست . » ( 2 ) . آيهء 106 سورهء بقره : « ما هر آيه‌اى را كه نسخ كنيم و برداريم و يا به فراموشى اندازيم ، مثل آن را يا بهتر از آن را مىآوريم ، آيا اى پيامبر ! نمىدانى تو كه خداوند بر هر چيز تواناست ؟ »