نيست ؛ به اقتضاى مصلحت ، حكمى آمده است و بعد حكم ديگرى آمده است . موطن و مقتضيات عوض شده و حكم نيز تغيير كرده است .
و علت اينكه بعضى اصرار بر عدم نسخ در قرآن كريم دارند اين است كه چنين مىپندارند كه مسئلهء نسخ ، موجب مسئلهء تضاد مىگردد و در احكام ، نبايستى تضاد وجود داشته باشد .
و چون معلوم شد كه مرجع نسخ به آن است كه إحدَ الآيَتَين امد و مد ت آيهء ديگر را بيان مىكند - كه وقتش و زمان عملش چه اندازه بوده است - ديگر مسئلهء تضاد معنا ندارد ؛ تضاد كجا ، مسئلهء نسخ كجا ؟
تلميذ : دليل بر اينكه قرآن كريم ناسخ تورات و انجيل مىباشد چيست ؟
علامه : آياتى در قرآن كريم وارد است كه دلالت دارد بر اينكه شريعت اسلام ، شريعت جديدى است ، و تشريع آن به تشريع جديد بوده است ؛ مثل آيهء شريفهء :
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ »
. « 1 »
در اين آيه به خوبى روشن است كه آن چه به نوح وصيت كرده بوديم ، و آن چه را كه به تو وحى فرستاديم و آن چه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى وصيت كرديم ؛ يعنى شرايع نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و آن چه را كه به تو وحى كرديم ، تمام
هامش
( 1 ) . آيهء 13 سورهء شورى : « خداوند به عنوان تشريع ، دينى براى شما تشريع فرمود آن چه را كه به نوح وصيت كرده بود ، و آن چه را كه به تو وحى فرستاديم ، و آنچه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى وصيّت كرده بوديم ، و آن اين بود كه دين را بر پاى داريد ! و متفرق و متشتت در امور دينى نگرديد ! آن چه را كه مشركان را بر آن دعوت مىكنى ، پذيرش آن بر آنان بزرگ است ؛ خداوند بر مىگزيند از رسولانش هر كه را كه بخواهد و رهبرى مىكند به سوى خود هر كه را كه به سوى او انابه و بازگشت كند . »