گرفت نيز دست اندركار بود ؛ يعنى زيد بن ثابت قرآن را تأليف نموده و جمعآورى كرد . و اما اختلاف قرائتها را استناد مىدهند به روايت ؛ يعنى قُراء اينطور از رسولاللَّه روايت كردهاند . و همينطور است قرائت عاصم كه قرائت داير قرآن است .
او نيز از اميرالمؤمنين عليه السلام به يك واسطه ، روايت مىكند .
اين قراء هر يك قرآن را به طرزى خاص قرائت مىكرده است و قراء در كيفيت قرائت با يكديگر مختلفاند ؛ مثلًا قرائت ابى بن كعب غير از قرائت عاصم است .
قضيهء اختلاف قرائات در تاريخ قرآن ، خود يك مسألهاى است ؛ خود يك مرحلهاى است . بارى ، آن چه بهدست مىآيد اينطور نيست كه قراء از خود رسول اللَّه كه مىشنوند ، عين آن را روايت مىكنند و قرائت مىكنند . اين طور به نظر نمىآيد ؛ يعنى اينطور به دست نمىآيد . بلكه اين طور دستگير مىشود كه در زمان رسول اكرم عدهء بسيارى ، در حدود هفتاد هشتاد نفر يا بيشتر بودند كه اينها حاملين قرآن بودند و قرآن را تلاوت مىكردند و ياد مىگرفتند و سپس آن را در ميان مردم اشاعه مىدادند . و اگر در يك جا اشكالى داشتند ، از پيغمبر اكرم سؤال مىكردند و ايشان جواب مىدادند . اينطور به دست مىآيد .
خلاصه : اين قرائات توسط قراء ، طورى نيست كه خود نفس قرائت را از رسول خدا صلى الله عليه و آله بشنوند و آن را قرائت كنند و نيز از نزد خودشان اين قرائات ابداع نشده است ، بلكه چون مسلمين ديدند كه حاملان قرآن در قرائتهايشان اينجور مىخوانند و آنان هم از رسول اكرم اخذ كردهاند ، در نتيجه اين به دست مىآيد كه اين قرائات كه از فلان قارى يا از فلان صحابى به دست آمده است ، اين قرائتى است مستند به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله . و به قول اهل تاريخ ، چون خود رسول اكرم دو قسم يا بيشتر قرآن را قرائت مىكردند ، پس اختلاف قرائات راجع به اختلاف كيفيت قرائتِ خود رسول اللَّه مىشود .
جبرائيل سالى يكبار خدمت رسول اللَّه مىآمد و آن چه از قرآن ، از اول وحى تا
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣١