تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
بعداً چون تحقيق به عمل آمد معلوم شد كه اين مدرسه متصل است به مدرسهء ديگر ، به طورى كه اطاق‌هاى اين مدرسه تقريباً متصل و جفت اطاق‌هاى آن مدرسه بود ، و بين اطاق اين مدرسه و آن مدرسه فقط يك ديوارى در بين فاصله بود . قرينهء اطاقى كه ما در آن نشسته بوديم ، در آن مدرسه ، سقف بخارىاش ريخته بود و خراب شده بود . و چون اطاق اين مدرسه از راه بخارى به بخارى اطاق آن مدرسه راه داشت ، لذا اين سر و صدا پيدا شد ، و اين گرد و غبار از محل بخارى وارد اتاق شد . بله ، اين‌جور بود ، يك امتحانى داديم . * * * تلميذ : اگر كسى به عنوان هديه براى انسان تحفه‌اى بياورد ، و هديه‌اى بدهد ، بعضى مىگويند : بر اساس مسئلهء توحيد افعالى ، انسان بايد قبول كند ، چون دهنده خداست ، و رد احسان و هديه‌اى از خدا شايسته نيست . و ديگر در اين‌جا مقام عزت نفس و حفظ آبرو و غيرها مطرح نيست . شخص سالك بايد در اين مقامات عزت نفس و آبروى خود را در مقابل اين احسان ناديده بگيرد ، و با قبول آن به عنوان قبول از طرف خدا ، راهى را به سوى توحيد افعالى براى خود باز كند . و بعضى عنوان عزت نفس را عنوان مىكنند ، و از هر كس هر چيز را قبول نمىكنند و بعضى از ملاحظات ديگرى هم دارند . انسان سالك به سوى راه خدا براى وصول به مقصد توحيد در اين حال چه كار كند ؟ آيا مقام عزت نفس مقدم است ، يا معاملهء توحيد افعالى حضرت حق ؟ علامه : قبول هديه و تحفه فى حد نفسه ، اگر مستلزم عواقب غير مشروع و ذلت نباشد لازم است و رد هديه كار پسنديده نيست . ظاهراً روايتى هم از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است : « لَا يَرُدُّ الإحْسانَ إلَّاالْحِمَارُ » . « 1 »
هامش
( 1 ) . « كسى رد احسان نمىكند مگر درازگوش . »