توحيدى مرحوم آخوند ملا حسينقلى انتقاد كرده و يك عريضهاى به مرحوم آية اللَّه شَرَبْيانى نوشته بودند - در اوقاتى كه مرحوم شربيانى رياست مسلمين را داشته ، و به عنوان رئيس مطلق وقت شمرده مىشده است - و در آن نوشته بودند كه آخوند ملاحسينقلى روش صوفيانه را پيش گرفته است . مرحوم شربيانى نامه را مطالعه فرمود ، و قلم را برداشت و در زير نامه نوشت :
« كاش خداوند مرا مثل آخوند ، صوفى قرار بدهد . » البته با اين جملهء شربيانى كار تمام شد ، و دسيسههاى آنان همه بر باد رفت . « 1 »
استاد ما مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى مىفرمودند : استاد ما مرحوم حاج سيد احمد كربلايى رحمه الله مىفرمود : ما پيوسته در خدمت مرحوم آية الحق آخوند ملاحسينقلى همدانى قدس سره بوديم ، و آخوند صد در صد براى ما بود ، ولى همين كه آقا حاج شيخ محمد بهارى با آخوند روابط آشنايى و ارادت را پيدا نمود و دائماً در خدمت او رفت و آمد داشت ، آخوند را از ما دزديد !
مرحوم قاضى مىفرمود : مرحوم آقا سيد احمد كربلايى مىگفت : در سفرى ، به يك درويش روشن ضمير برخورد كردم ، او به من گفت : من مأموريت دارم شما را از دو چيز مطلع كنم : اول كيميا ، دوم آنكه من فردا مىميرم ؛ شما مرا تجهيز نموده و دفن نماييد !
مرحوم آقا سيد احمد در جواب فرموده بود : اما من به كيميا نيازى ندارم ، و اما تجهيزات شما را حاضرم . فردا آن درويش فوت مىكند و مرحوم آقا سيد احمد متكفل تجهيزات و كفن و دفن او مىشوند .
هامش
( 1 ) . شرح احوال مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى را مرحوم علامه آية اللَّه حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى در جلد دوم « نقباء البشر » از « اعلام الشيعه » از ص 674 - 678 آوردهاند ؛ و دربارهء ايشان چنين مىفرمايد : « و هُوَ في خُصوصِ هَذا العِلمِ ( يعنى علم اخلاق ) أمرٌ عَظيمٌ لايحدُّه وَصفٌ ؛ فَقد مَضَت حُقبةٌ طَويلةٌ لَم يجدْ خِلالها الزمنُ بِمن ماثلَهُ في علم الأخلاقِ وتهذيبِ النُّفوسِ ؛ وَ قَد خُتمَ به هذا الفنُّ فلم ينبَغِ بعدهُ مَن يكونُ لهُ ما كانَ للمُترجَم لهُ بحيثُ يُعدُّ نَظيراً له . » - تا آخر آنچه بيان مىكند