تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مرحوم قاضى ساليان دراز ، ادراك صحبت و ملازمت مرحوم خُلد مقام آقا حاج سيد مرتضى كشميرى را نموده است ، و در سفر و حضر ملازم ايشان بوده‌اند . مرحوم حاج سيد مرتضى از اوتاد وقت و از زهاد معروف و داراى حالات و مقامات و مكاشفات بوده ، بسيار اهل ادب و اخلاق و جليل القدر ، و اما رشتهء ايشان رشتهء مرحوم آخوند ملا حسينقلى يعنى رشتهء توحيد و عرفان نبوده است ، و ليكن در همان حال و موقعيت نفسانى خود ، بسيار ارزشمند و بزرگوار بودند . مرحوم قاضى نقل مىفرمود كه : روزى در محضر آقا حاج سيد مرتضى كشميرى براى زيارت مرقد حضرت اباعبداللَّه الحسين عليه السلام از نجف اشرف به كربلاى معلا آمديم و بدواً در حجره‌اى كه در مدرسه بازار بين الحرمين بود وارد شديم . اين حجره منتَها إليه پله‌هايى بود كه بايد طى شود . مرحوم حاج سيد مرتضى در جلو و من از عقب سر ايشان حركت مىكردم ، چون پله‌ها به پايان رسيد و نظر بر در حجره نموديم ، ديديم مقفل ( بسته ) است . مرحوم كشميرى نظرى به من نموده و گفتند : مىگويند هر كس نام مادر حضرت موسى را به قفل بسته ببرد ، باز مىشود ، مادر من از مادر حضرت موسى كمتر نيست ، و دست به قفل برده و گفتند : يا فاطمه و قفل باز را در مقابل ما گذاردند ، و ما وارد حجره شديم . * * * تلميذ : شما داستانى را براى ما نقل فرموده‌ايد ، و بنده در رسالهء لبُّ اللُباب در سير سلوك اولى الألباب آورده‌ام كه جوانى كه اهل فسق و فجور بوده ، به بركت راهنمايىهاى سيدى كه از احوال باطنى او خبر داده است ، ارشاد يافته و داراى مكاشفاتى شده است ، و در سفر به كربلاى معلا ، حضرت سيدالشهدا عليه السلام به او خير مقدم گفته‌اند . بنده بعداً كه از نجف اشرف به تهران مراجعت كردم آن جوان كه يكى از مهندسين