تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و يا آن‌كه : احسان را رد نمىكند مگر سنگ سخت ، و يا : مگر يك شخص ناجور و ناهموار . بلى ، اگر در بعضى از اوقات هم يك مقاصد اخلاقى منفى به دنبال داشته باشد ، مثل ذلت و منت و امثال ذلك ، به حسب ظاهر قبول آن مطلوب نيست . و سالك راه خدا بايد ملاحظهء اين جهات را نيز داشته باشد . و به طور كلى بايد گفت كه : قبول هديه و تحفه لازم است ، وَ لَا يَرُدُّ الإحْسانَ إلَّا الْحِمارُ . اين حكم كلى ، فى الجمله مسجل است . اما وقتى كه مستلزم ذلت و يا منت و يا جنبه‌هاى غير صحيح ديگر بود ، در اين موارد حالات اخلاقى مانع از پذيرش آن است ، زيرا نفس همان قبول ذلت و منت ، سدطريق براى سالك مىكند . تلميذ : مرحوم آخوند ملافتحعلى سلطان آبادى با تمام رياضات و مكاشفات و مقاماتى كه از ايشان نقل مىشود ، گويا در مراحل و منازل توحيد ذات حق متعال نبوده‌اند ؟ علامه : مثل اين‌كه ايشان در مسائل مجاهدت‌هاى نفسانى بوده و در رشتهء توحيد نبوده‌اند . و چون با مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى ، هم عصر و هم زمان بوده ، و مرحوم آخوند در رشتهء توحيد حق - تبارك و تعالى - بىنظير بوده‌اند ، لذا با هم مناسباتى و مراوداتى نداشته‌اند و قدرى هم روابط آن‌ها تيره بود . مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى انصافاً خيلى واقعيت عجيبى داشتند و در حدود سيصد نفر شاگرد تربيت كردند ؛ البته شاگرد و شاگردِ شاگرد . آن وقت در ميان اين شاگردان جماعتى هستند كه آدم‌هاى نسبتاً كامل‌اند ، مثل : مرحوم آقا سيد احمد كربلايى ، و مرحوم حاج شيخ محمد بهارى ، و آقا سيد محمد سعيد حبّوبى ، و حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى رحمهم الله . گفتند : جماعتى ، دسته جمعى توطئه نموده بودند و دربارهء روش عرفانى و الهى و