چه قدر اين ذكر پرمعنايى است : يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ؛ اى هو ! جز تو هو نداريم . و اين ديگر در مسئلهء توحيد وجود خيلى روشن است ؛ يَا هُوَ ، يَا مَنْ هُوَ ، يَا مَنْ هُوَ هُوَ ، يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ . حضرت امير عليه السلام فرمودهاند : من در جنگ بدر به اين ذكر مشغول بودم .
اميرالمؤمنين عليه السلام جنگ مىكرد و اين ذكر را مىگفت . بله ، هُوَ از ظهورات خودش چيزهايى را نشان مىداد .
آرى ، اينها همه ظهورات است . مردم مىبينند ؛ اميرالمؤمنين عليه السلام با چشم ديگرى مىنگرد . اينها همه اطوار و اشكال ظهورات حق است - جل و اعلا .
* * * تلميذ : آيا مرحوم قاضى قدس سره در مجالس خود با شاگردان و رفقاى خصوصى ، هيچ از اين مقولههاى توحيدى تكلم مىكردند ، و مذاكرهاى داشتهاند ؟ !
مرحوم قاضى بسيار مرد عجيبى بودهاند ؛ چون يك كوه استوار ، جان دار ، و پر ظرفيت و پراستعداد . بعضى از شاگردهايشان مثلًا پس از ده دوازده سال كه نزد ايشان رفت و آمد مىنمودهاند ، از توحيد سر درنياوردهاند ، و چيزى از توحيد حق - تعالى - دستگيرشان نشده است ، و نمىدانم آيا ايشان با آنها مماشات مىكردهاند و پا به پاى آنها قدم مىنهادند ؟ تا بالاخره آنها به همين عوالم كثرات مشغول بوده ، تا آن آيت حق رحلت كردهاند .
ولى بعضى از شاگردها به عكس ، خيلى زود از معارف الهيه و از اسما و صفات و
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٤