تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
هيچ كدام مشاهده نمىگردند . به هر حال اختلاف اين مراتب به حسب اختلاف ادراكات و درجات و مقامات محتضر است . و - همانطور كه ذكر شد - به حسب ظاهر ، اختلاف درجات و مراتب وحى آيات قرآنيه در اين سه مرحله نيز به حسب اختلاف حالات و مقامات و وضعياتى بوده است كه خداوند - تبارك و تعالى - وحى را به يكى از اين سه طريق نازل مىفرموده است . * * * تلميذ : در آيهء كريمهء :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى »
. « 1 » آيا مفادش اين است كه تمام كلمات رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وحى بوده است ؟ يا ظاهرش اين است كه آياتى را كه رسول اللَّه به عنوان قرآن تلاوت مىفرموده است وحى بوده است ؟ چون ديده شده است كه بعضىها استدلال مىكنند - با تمسك به اين آيات - بر اين‌كه حرف‌هاى عادى رسول خدا هم وحى مُنزل بوده است ؛ مثلًا در قضيهء امر فرمودن آن حضرت به حركت جَيْش اسامَه و يا قضيهء كاغذ و دوات خواستن رسول اللَّه در وقت رحلت بر اين‌كه چيزى بنويسند كه امت ديگر هرگز گمراه نشوند ، استدلال مىكنند به اين آيهء شريفه :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » .
اين كلمات رسول خدا و اوامر و نواهى آن حضرت در امور فردى و خانوادگى و يا در امور اجتماعى آيا وحى نبوده است ؟ گرچه كلمات عادى رسول خدا هم صحيح بود و طبق حق بود ، اما استدلال به آيهء :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
درست است ؟
هامش
( 1 ) . آيات 3 - 5 سورهء نجم : « و رسول خدا از روى ميل و هواى نفسانى خود سخن نمىگويد . نيست سخن او مگر وحى خداوندى كه به او وحى شده است . و او را شديد القُوى ( كه منظور جبرائيل امين است ) تعليم كرده است . »