تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
مىگوييم ؛ در اين جا قبول داريم كه هويت و انيت و عين ثابت از بين مىرود ؛ در آن جا چرا قبول نداشته باشيم ؟ مادرى كه خود را فداى بچه‌اش مىكند ، آيا در آن وقت شعور و عقل دارد ؟ و خود را در لجه‌هاى انبوه آتش مىافكند كه تعين خود را حفظ كند ؟ عين ثابت خود را نگه دارد ؟ يا در آن هنگام اگر ما ذهنش را بخوانيم ، جز نيستى ، جز نيستى محض ، هيچ نمىبينيم . مىگويد : مرا بسوزانيد ! محترق كنيد ! بندبندهاى مرا متلاشى سازيد ! مرا در چاه بيندازيد و يك سنگ آسيا به روى من بيندازيد كه استخوان‌هايم ريزه ريزه شود ، كوه ابوقُبَيس را بر سر من فرود آريد ! ولى بچهء من زنده بماند . اين نيستى و فنايى كه الآن در اين مادر مشاهده مىشود ، همين معنا براى سالك است در عالم فنا ، منتَها بعد از اين‌كه دو مرتبه به هوش آمد و به بقا بازگشت نمود ، اين كثرات و لوازم و آثار كثرت همه با سالك هست ؛ زن هست ، بچه هست ، پدر و مادر هست ، بهشت و جهنم هست ، و همه چيز هست . و باز راه اثباتش اين است كه بگوييم : قوس نزول كه همان اراده و مشيت پروردگار است كه از ذات مقدس و از همان عالم هُوَ هُو شروع مىشود و نزول مىكند و پايين مىآيد ، بايد دو مرتبه به همان جا برگردد ، تا :
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ »
« 1 » و :
« كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ »
« 2 » صادق آيد . اگر بنا شود از آن‌جا كه موجودات نزول نموده‌اند و به اين عوالم كثرت پايين آمده‌اند ، در موقع رجوع ، به آن جا مراجعت نكنند ، اين سير إلَى اللَّه نخواهد بود و دايره تمام نمىشود . حقيقت اين معنا از فنا در دعاها آمده است ؛ رسول خدا در شب نيمهء شعبان در سجده ، در حالى كه از گريهء آن حضرت زمين تر شده بود مىگفت :
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيهء 29 سورهء اعراف : « همانطور كه ما اول خلقت را ابتدا كرديم آن را باز مىگردانيم . » ( 2 ) . قسمتى از آيهء 104 سورهء انبياء : « همانطور كه ما اول خلقت را ابتدا كرديم آن را باز مىگردانيم . »